ولي فقيه ارتجاع، در ديدار با اعضاي كابينه پاسدار احمدي نژاد نگراني خود را از تعميق بحران دروني رژيم آشكار ساخت
|
|
|
| |
ولي فقيه ارتجاع، در ديدار با اعضاي كابينه پاسدار احمدي نژاد نگراني خود را از تعميق شقه و بحران دروني رژيم آشكار ساخت و گفت: و بدانيد كه دو تا نكته رو در اين زمينه توكل به خدا و اميد به آينده من عرض بكنم. يكي اين كه بدونيد سر راه مشكلات خيلي زياد خواهد بود، توطئه ها خيلي زياد خواهد بود، عليه شماها عليه اين دولت و در باطن عليه اين نظام، خيلي فكرها هست، خيلي تلاشها و توطئه ها هست، آماده باشيد براي مواجهه با انواع و اقسام بدخواهي ها و بددلي ها و بدبيني ها كه اثرش هم در بيرون بروز خواهد كرد
ولي فقيه ارتجاع به بهانه «متدين بار آوردن مردم» بر ادامه سركوب و بگيروببند و سانسور در كشور تاكيد كرد و گفت: بايد در جهتي حركت كنيم كه مردم متدين بار بيايند، متدين عمل بكنند، به مباني ديني معتقد بشوند، پايبند بشوند عملا، جهت گيري ما در همه زمينه ها بايد اين باشه حالا در وزارت ارشاد مساله كتاب هست، مساله هنرهاي تجسمي هست، مساله هنرهاي گوناگون صوتي، تصويري در همه اين جهت گيريها بايستي ما جهت مون اين باشه كه مردم به سمت دين به سمت خدا حركت بكنند اگر بنا باشه خدا ملاحظه اين رو بكنيد كه دنيا به ما اينجوري ميگه، دنيا عرض كنم كه اينجوري ما رو ملامت مي كنه سرفلان قضيه، يا پوزخند مي زنه اگه اينها رو بخواهيد رعايت بكنيد كه خب خيلي كارها رو بايد نكنيد، ريشي هم كه شما مي گذاريد دنيا قبول نداره، كراواتي هم كه شما نمي بنديد دنيا قبول نداره، خيلي از عرض كنم كه اطعما و اشربه يي هم كه شما حاضر نيستيد استفاده كنيد دنيا اينها رو قبول نداره اين كارها رو، حجابي كه خانم ها دارند دنيا قبول نداره، اين حرفها يعني چه، يك وقتي كسي سر يك قضيه يي از من توي اين ديدارهاي دانشجويي حدود بيست و هفت هشت سال قبل توي همين دانشگاه از من پرسيدند آقا شما درباره فلان قضيه چه دفاعي داريد، من گفتم ما هيچ دفاعي نداريم ما حمله يي داريم در اين قضيه، چه دفاعي، ما موضعمون موضع دفاع نيست، در قضيه زن، در قضاياي گوناگون ديگه موضع ما موضع تهاجمه، ما طلبكاريم از دنيا، ... اون چيزهايي كه مبناي شرعي و ديني داره اونها رو محكم بايستيد افتخار هم بكنيد عمل بكنيد اين هم دوم.
به گزارش تلويزيون شبكه يك رژيم(16شهريور88) ولي فقيه ارتجاع بار ديگر حمايت خود را از گماشته اش اعلام كرد و گفت: آقاي رييس جمهور ما هم كه بحمدالله پرانرژي و خستگي نشناس حقا، پابه پاي ايشون دويدن هم خيلي سخته خدا كمك تون كنه بتونيد پابه پاي ايشون بدويد، برسيد به مقاصدتون. واقعا كار دشواري است چون خيلي زياد زحمت مي كشند، زياد تلاش مي كنند بحمدالله پرانرژي هم هستند خدا رو شكر نمياد هم به ظاهر ايشون اين همه الحمدالله خداوند انشاءالله بيشتركمك بكنه بيشتر انرژي بده بيشتر توان بده البته دعا كه مي كنيم ما مرتب، من هيچ شبانه روزي نيست كه دعا نكنم به آقاي رييس جمهور و بعضي ديگه از مسئولين. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
ساعت 14:46 موضوع |
لینک ثابت
هشدار موسوی: روزهای پرخطری در راهاند
|
|
|
| |
مهندس میرحسین موسوی با صدور بیانیهی جدیدی هشدار داد که دستگیری دکتر علیرضا بهشتی، مرتضی الویری و سردار عزلتی مقدم میتواند سرآغاز حوادث سهمگینتر باشد. وی در عینحال تاکید کرد که باطل ماندگار نخواهد بود.
بيانيه شماره ۱۲ ميرحسين موسوی در مورد دستگيری علیرضا بهشتی و مرتضی الویری
منتشر شده در تاریخ ۱۸ شهریور، برگرفته از سایت جرس
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دکتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد کرده است. آنان به بند کشیده شده اند در حالی که جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و کمک به خانواده بی گناهانی که پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میکنند حتما به جنایاتی که رخ داده است رسیدگی خواهند کرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری میکردند این کار را انجام میدهید؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینک از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کردهاید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیشرو قرار گرفته است. دستگیری کسانی چون دکتر بهشتی یک نشانه است که از حوادثی سهمگینتر خبر میدهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی که به مردم سود میرساند باقی میماند. و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ کنید. سلسله حوادث جدیدی که آغاز شده است به مانند دیگر تحرکات کور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید که آنها شما را تحریک نکنند و به هنگام نابود کردن خود به کاشانه و کشورتان لطمه نزنند.
اینجانب به ویژه هتک حرمتی که از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت میگویم و از خداوند آرزومندم ضایعهای که با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه کردن آبروی این خاندان جبران شود.
میرحسین موسوی |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
ساعت 14:35 موضوع |
لینک ثابت
تاگس اشپیگل: شکنجه و تجاوز در حکومت الهی

رادیو آلمان: در اکثر گزارشهای نشریات بینالمللی در مورد ایران، به زندان و شکنجه و اعدام توجه ویژهای میشود.
هفته نامه اکونومیست نوشته است که دیگر اغلب ایرانیان میدانند که در زندانهای رژیم چه میگذرد.
روزنامهی آلمانی "تاگس اشپیگل" نیز گزارش تکاندهندهای در این مورد انتشار داده که عنوان آن «شکنجه در دولت الهی» است.
گزارش با مشاهدات عینی یکی از زندانیان کهریزک آغاز میشود: «دانشجوی ۲۱ ساله را نزدیک دانشگاه تهران دستگیر کردند. هنگامی که دو اتوبوس حامل دستگیرشدگان وارد زندان پلیس در کهریزک شدند، فورا دهها نگهبان به جان زندانیان افتادند، لباسشان را بر تنشان دریدند، آب بر آنان پاشیدند و شروع به زدنشان با کمربند و زنجیر کردند.»
دانشجوی دستگیرشده میگوید: «دیگر رمقی در بدنمان نماند. آنقدر ضعیف بودیم که نمیتوانستیم روی پایمان بند شویم.»
تاگش اشپیگل مینویسد که این تازه اول ماجرا بوده است. دستها را با قیر مذاب سوزاندهاند، افراد را از گردن تا آستانهی خفگی آویزان کردهاند. به عدهای هر روز تجاوز کردهاند
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:35 موضوع |
لینک ثابت
به این عکس نگاه کنید ؛
جنایتکاران قسم میخورند که لباس شخصی ها
!!مسلح نیستند

جنایتکاران قسم میخورند که لباس شخصی ها مسلح نیستند! پس با دقت به این عکس که روز شانزدهم گرفته شده نگاه کنید.سلاحهای کمری آنان در مربع سرخ رنگ نشان داده شده است.این عکس رابرای رسانه های گروهی محل اقامت خود بفرستید
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:34 موضوع |
لینک ثابت
معرفی یک تروریست بعنوان وزیر، بیانگر نیات رژیم تهران
ایلنا: علاءالدین بروجردی رئيس كميسيون امنيت و سياست خارجي در پاسخ به
سوالی که به معرفی احمد وحیدی برای وزارت دفاع اشاره داشت و از اخبار رسانههای خارجی مبنی بر حضور وی در حادثه میکونوس و حکم دادگاه آرژانتین یاد میکرد و اینکه گفته میشود وحیدی از سوی پلیس بینالملل تحت تعقیب است اظهار داشت: این گونه اخبار هیچ تاثیری در ارایه رای اعتماد نمایندگان به وحیدی نخواهد داشت و حتی آنها را در موضع خود تقویت خواهد کرد.
این در حالیست که معرفی احمد وحیدی به عنوان وزیر دفاع دولت جدید احمدی نژاد با واکنش های جهانی مواجه شده است. دولت آرژانتین از اولین کشورهایی بود که به معرفی وحیدی واکنش نشان داد و به آن اعتراض کرد. ایالات متحده هم با ابراز ناخرسندی از انتخاب وحیدی گفته است که منتظر تصمیم مجلس شورای اسلامی در رای اعتماد به وی می ماند. مقامات اسراییلی نیز به معرفی وحیدی واکنش نشان دادند.
به گزارش سایت عصر ایران، روزنامه اسرائیلی جروزالم پست در این باره نوشت، وزیر دفاع اسراییل درباره معرفی وحیدی به عنوان وزیر دفاع جمهوری اسلامی گفت، معرفی وحیدی که یکی از متهمان پرونده انفجار آرژانتین است، ماهیت و نیات رژیم تهران را آشکار می کند
اهود باراک گفت، جهان باید از این رویداد درس بگیرد و به اهداف و نیات رهبران رژیم تهران در معرفی یک تروریست به عنوان وزیر دفاع توجه نشان دهد.
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:32 موضوع |
لینک ثابت
زندانیان بعد از مصرف دارو اعتراف کرده اند
در حالیکه مقامات ریز و درشت جمهوری اسلامی به همراه ائمه جماعات شهرهای مختلف کشور دست
به دست هم داده اند تا وجود هر گونه تجاوز و آزار جنسی و شکنجه ای را در زندان های ایران تکذیب کنند، برخی اخبار از شکنجه های وحشتناکی حکایت دارد که در بند 2 الف سپاه بر زندانیان می گذرد. اخباری که از شکنجه های فیزیکی و روحی بر زندانیان پرده بر میدارد؛ آن هم در حالیکه به بیشتر زندانیان قرص هایی داده شد که کنترل گفتار و رفتار خود را از دست می دهند.
یک منبع به روز گزارش داد که قبل از جلسات بازجویی زندانیان سیاسی، به هر یک از آنها قرصی خورانده می شود که کنترل گفتار و اعمال خود را از دست می دهند اما در ظاهر به نظر نمی رسد که کنترلی بر خود ندارند.پیش از این محمد علی ابطحی در دیدار با خانواده اش از قرصی سخن گفته بود که به او می دهند و او را از حالت عادی خارج می کند و اکنون خانواده این چهره اصلاح طلب زندانی به شدت تحت فشارند تا این موضوع را تکذیب کنند. آنها حتی تهدید شده اند که در صورت عدم تکذیب خبر قرص ها، ابطحی در زندان تحت فشار مضاعفی قرار خواهد گرفت.این منبع به روز می گوید: کسانی که حاضر به خوردن این قرص ها نمی شوند، پس از ضرب و شتم آنها با کابل وشلاق، قرص را به زور به خورد آنها می دهند و تمام اعترافات صورت گرفته پس از مصرف این قرص ها بوده است.بر اساس این گزارش وقتی اثر قرص ها از بین میرود این افراد به یاد نمی آورند که چه چیزی گفته یا چه چیزی نوشته اند. به گفته این منبع محمد علی ابطحی و محمد عطریان فرمجبور شده بودند، پیش از حضور در دادگاه از این قرص ها بخورند و قبل از حضور در برنامه 20:30 تلویزیون نیز از این قرص ها به آنان خورانده شده بود.احمد زید آبادی و دیگر فعالان سیاسی زندانی نیز قبل از حضور در دادگاه مجبور به خوردن این قرص ها شده اند.این منبع موثق می افزاید: بر اثر استفاده از این قرص ها و شکنجه های جسمی که با ضربات کابل و شلاق صورت می گیرد زندانیان را مجبور کرده اند به روابط نامشروعی اعتراف کنند که واقعیت نداشته است.اعدام تصنعی از دیگر شکنجه هایی است که درباره زندانیان سیاسی و مطبوعاتی اعمال می شود. در همین زمنیه سایت موج آزادی خبر داده که حکم اعدام دروغین به هنگامه شهیدی که در بند 209 اوین، زندانی است ابلاغ شده و این روزنامه نگار را تا پای چوبه دار برده و طناب دار را گردن او انداخته اند.این سایت همچنین به نقل از یک نماینده مجلس گزارش داده یکی از زندانیان زن در اوین که پیش از این در کهریزک زندانی بوده است به کمیته ویژه مجلس گفته است: در کهریزک، در حالی که مرا کاملا عریان کرده بودند، از من خواستند وارد یک بشکه آب شوم، سپس بارها در آن بشکه به من شوک الکتریکی وارد کردند، به طوری که تمام چهار ستون تنم میلرزید
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:31 موضوع |
لینک ثابت
حرفهای تازه احمدینژاد برای نجات بشر در نیویورک
ایرنا: يك كارشناس مسائل سياسي گفت: احمدي نژاد در سفر آتي خود به نيويورك براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل متحد ميدان دار ديپلماسي عمومي و رسانه اي جهان بوده و حرفهاي تازهاي را براي نجات بشر از سيطره مستكبران بيان خواهد كرد.
محمد علي رامين اظهار داشت: تمام دولتهاي مقتدر، پيشرفته و صاحب نفوذ، علاوه بر ديپلماسي رسمي، در مجامع بينالمللي و در ارتباط با ساير كشورها دست به فعاليتهاي متنوع و گستردهاي ميزنند.
وي افزود: تا قبل از روي كار آمدن دولت نهم متاسفانه از ايران اسلامي كساني در عرصههاي ديپلماسي حضور داشته و تربيت ميشدند كه با مباني اسلام و آرمانهاي انقلاب اسلامي كمترين سنخيت را داشتند.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: لذا بعد از آنكه احمدي نژاد در انتخابات سال ۸۴دولت را به دست گرفت، هم در حوزه سياست رسمي و هم در حوزه ديپلماسي عمومي به تنهايي فعاليتهاي متفاوت و گستردهاي را پيگيري كرد.
رامين با اظهار اميدواري در مورد رشد عناصر ضروري براي فعاليت بيشتر در عرصه ديپلماسي عمومي با دارا بودن باورهاي اسلامي، گفت: در دوره دوم رياست جمهوري احمدي نژاد هم به نظر ميرسد، ايشان همچنان بايد سياست رسمي و سياستهاي عمومي را توسعه داده و ادامه دهند.
اين عضو رايحه خوش خدمت تاكيد كرد: احمدي نژاد در سفر به نيويورك با تكيه بر خداباوري و ارزشهاي مشترك بشري با صلابت و اقتدار بيشتري هم در ديدارهاي رسمي و نيمه رسمي و همچنين ديدار با خواص و نخبگان و رسانه ها حضور خواهد يافت و سياستهاي غرب را به چالش خواهد كشيد.
وي در مورد دليل اين پيش بيني خود اظهار داشت: دليل آن اين است كه غربي ها به خصوص آمريكا و انگليس در انتخابات بينظير و استثنايي ۲۲خرداد با همه ابراز خباثت آلود خود وارد شدند و شروع به دروغ پردازي و جنگ رواني كردند تا سلامت انتخابات را زير سوال برده و عليه دموكراسي و مردم سالاري فتنه برپا كنند.
اين كارشناس مسائل سياسي افزود: غربيها در اين انتخابات همه عناصر خود را بسيج كردند و چون امروز اين عناصر شكست خورده و معترف به خطا و خيانت شده اند، بنابراين طراحان اصلي و هدايتگران آنها كه بيگانگان بودند، در مواجه با احمدي نژاد كه پشتوانه راي ۲۵ميليوني دارد، در موضعي انفعالي قرار خواهند گرفت.
محمد علي رامين در پاسخ به اين سوال كه آيا باراك اوباما حاضر خواهد شد با توجه به پيشنهاد احمدي نژاد با وي مناظره كند يا نه، گفت: اين پيشنهاد يك برگ برنده براي نظام جمهوري اسلامي است. اگر اوباما در اين مناظره شركت كند، شكست خواهد خورد.
وي افزود: اگر رئيس جمهور آمريكا در اين مناظره از ترس شكست و دچار شدن به سرنوشت رقباي داخلي احمدي نژاد شركت نكند، بازهم در موضع انفعالي قرار گرفته و ناگزير به اعتراف به شكست خود در مواجه با رئيس جمهور كشورمان است.
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:28 موضوع |
لینک ثابت
سخن رضا پهلوی با روحانیون وابسته به حکومت
ایرانیان،
از فردای فرود خمینی در گورستان و چیره شدن هیچ انباشته از پوچ اش برخاک پاک ایران، آواز «قادسیۀ دوم» بر سر بسیاری از زبان ها افتاد. کشتار ننگ آور و فریبکارانۀ افسران دلاور ایرانزمین، کشتار شرم آورانۀ سیاست ورزان میهن پرست و حتی اعدام نخستین بانوی وزیر ایرانی، و سپس، یک به یک، کشتار برنامه ریزی شدۀ همۀ آن جوانان دلیر و دگراندیش بی گناهی که بابک وار بر سر موضع ایستادند و به ولایت جهل و ستم «نع» گفتند، همه و همه، نشان از یک چیز داشت: تازش دگربارۀ تاریکی و چیرگی بیگانگان بر میهن!
هم میهنانم،
عطاملک جوینی، تاریخ نگار بزرگ میهن مان، برایند تاخت و تاز سپاهیان مغول به ایرانزمین را این چنین به نقش می کشد: "آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند"! این جمله، با همۀ فشردگی اش، از روزن من، بزرگ ترین و گویا ترین داستان کوتاه، از تاریخ بلندِ جنایات اهل بیابان در میهن ماست؛ و من شکی در این ندارم، که در فردای فروپاشی این نظام اهریمنی نیز، که از همان روز نخست کلاغ های اش را به جان گل های اقاقی انداخت، تاریخ، سخنی از همین دست خواهد گفت.
ایرانیان،
دیگر بس است، امروز دیگر هنگام یک تعیین و تکلیف تاریخی فرارسیده است. هزاره ای نوین آغاز شده است و ما، که هم به علت های بیرونی و هم به علت های درونی از برخی دیرکردهای تاریخی رنج می بریم، در آستانۀ یک ساعت صفر تاریخی ایستاده ایم. این چنین است که یکایک شما را به اندیشیدن ژرف، و به گزینش در مورد امری سرنوشت ساز فرا می خوانم:
عزیزانم،
بیایید تا به همدلی و هم اندیشی یکدیگر، از هر تیره و طایفه وطبقه، با هر زبان و دین و باور، مشق های ناکردۀ تاریخی مان را، چه در پهنۀ فرهنگ، و چه در زمینۀ سیاست، یکبار برای همیشه بنویسیم و دفترهایی را، که شایستۀ بسته شدن شان می انگاریم، یکبار برای همیشه، بربندیم.
چرا که دست کم، من، به سهم خود، دیگر به هیچ روی نمی توانم ببینم که فرزندان کورش را، چون یک تکه گوشت قربانی، از پنجرۀ کوی دانشگاه به بیرون پرتاب کنند و همزمان نعره برکشند: این هم سهم این یا آن قدیس!
چرا که دست کم، من به سهم خود، دیگر به هیچ روی نمی توانم ببینم که به دختران تهمینه و پسران سیاوش در بیدادگاه های این نظام کهریزکی تجاوز کنند و پیکر تجاوز شده شان را بسوزانند و یا که سیمان گیرند، و نام این توحش برهنه را نیز، با بی شرمی و جهالت تمام، «جهاد فی سبیل الله» گذارند.
این چنین است، که روی سخن من اینک با همۀ سردمداران حکومت جنون زدۀ ولایت فقیه، به ویژه با نهاد روحانیت وابسته به حکومت است؛ چرا که این نهاد، یعنی نهاد دین، بی هیچ شکی، امروز در برابر یک گزینش بزرگ و سرنوشت ساز تاریخی ایستاده است، نه تنها برای ایران، بلکه برای کل حوزۀ تمدنی ایرانی؛ گزینش این است: در کنار مردم ایستادن و به تمامی از حکومت بیرون آمدن، و یا در کنار رژیم ماندن و بر سنت سرکوب و الاهیات شکنجه پای فشردن!
آقایون،
روی سخن من با شما، و با همۀ آن پیشوایانی است که به نام دین، هزار و چهارصد سال است که گاه بی میانجی و گاه با میانجی، و سی سال است که بطور یکراست بر این بوم فرمان می رانید، بدین پرسش های زمینی من ایرانی، که اگر می خواهید می توانید نام اش را استفتاء نیز بگذارید، پاسخ دهید:
چگونه و به پشتوانۀ کدام الاهیات است که به این آب و خاک، اینچنین به چشم بیگانه می نگرید؟
چگونه و به پشتوانۀ کدام الاهیات است که بر ایران، رفتاری را روا می دارید که گویی، کودک سرراهی تاریخ است؟
چگونه و به پشتوانۀ کدام الاهیات است که میراث تمدن ایران را شایستۀ حراج کردن و سوزاندن و به آب بستن و به کلنگ برکندن می دانید؟
چگونه و به پشتوانۀ کدام الاهیات است که به ایرانی، به چشم بنده و موالی و صغیر می نگرید، کودک اش را به بیگاری می کشید، زن اش را در چهارگوشۀ جهان به فروش می گذارید و از گُردۀ مَرداش تسمه بر می کشید؟
آخر چگونه و به پشتوانۀ کدام الاهیات است که تجاوز به عنف را، بر دختر و پسر ایرانی، مجاز می شمارید؟
آقایون،
امروز، این شما و فقط شما هستید که بر ایران ما فرمان می رانید، پس در نهایت، این شما و سنت عالیه ای که خود را بدان وابسته می دانید هستید، که باید پاسخ سی سال جنایت قانونی شده و ویرانی پیوسته را بدهید: بنابراین چرا سکوت می کنید و دست بر دست می گذارید؟ چرا، شما به عنوان علمای عرصۀ دین و نگهبانان وجدان، در برابر ستم بی پایانی که بر مردم شکیبا و نجیب این سرزمین می رود خود را به ناآگاهی می زنید؟
چرا گوش های تان در برابر فریادهای ممتد ملت رنج کشیدۀ ایران ناشنوا شده است و چرا دست رد بر خشونت بهیمی ای که برفرزندان زال و رودابه، بر مهدی ها و ترانه های میهن می رود نمی زنید؟ چرا به سوی مردم نمی آیید و در برابر توحش عریان این فریب کارترین حکومت تاریخ، که پشیزی برای کرامت انسان ارزش قائل نیست، نمی ایستید؟ به راستی چرا؟ و به من بگویید، انگیزۀ این بی تفاوتی آشکار در برابر ستم چیست؟
آقایان روحانی،
من، به هر ایمانی که به انسان ارج گذارد، فارغ از اینکه از آن کدام ملت و فرهنگ باشد، احترام می گذارم، و البته، در برابر هر ایمانی، که انسان را، به ویژه ایرانی را زیرپا گذارد و شان آدمی را به هیچ گیرد، می ایستم. پس تکلیف خود را روشن کنید، چرا که تکلیف من، چون روز، روشن است:
من، میان آن جوان ایرانی که از پنجره پرتاب می شود تا که در پای درگاهی متعالی قربانی شود، بی هیچ شک و گمانی، نه جانب آن درگاه نیازمند به گوشت لُخم انسان، بلکه جانب آن ایرانی لگدمال شده، جانب فرزند نگونبخت کوروش را می گیرم. وسلام!
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:26 موضوع |
لینک ثابت
کشورهای حاشیه دریای خزر، ایران را به اجلاس خود راه ندادند
تابناک
کشورهای حاشیه دریای خزر تصمیم گرفتند که ایران را در نشست کشورهای دریای خزر که پنجشنبه برگزار میشود، شرکت ندهند.
به گزارش خبرنگار «تابناک »، روزنامه آمریکایی «لس آنجلس تایمز» و همچنین شبکه خبری «پرس تی وی» که وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است، این خبر را مخابره کردهاند. منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران در واکنش به این خبر به «پرس تی وی» گفته است: ایران از این تصمیم روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بسیار خشمگین است.
وی همچنین اظهار کرده است که این نشست، بدون حضور ایران، لطمهای به منافع ملی این کشور است.
این چهار کشور تصمیم گرفتهاند که ملاقات کشورهای حاشیه دریای خزر را بدون حضور ایران در قزاقستان برگزار کنند.
بر پایه این گزارش، وزیر خارجه قزاقستان در واکنش به اظهارات همتای ایرانی خود گفته است: این نشست، نشستی غیر رسمی است که در آن، درباره همکاریهای منطقهای بحث خواهد شد و سخنی از تقسیم دریای خزر و سواحل آن به میان نخواهد آمد.
این گزارش همچنین میافزاید که تهران این جلسه را تلاشی برای نادیده گرفتن ادعاهای ایران در دریای خزر توسط کشورهای همسایه خود میداند و با توجه به این که، ایران و روسیه، تنها کشورهایی هستند که دارای بندر برای صادرات انرژی از این دریا هستند، ایران بیشتر نگران طمعورزیهای روسیه است، چرا که ممکن است روسیه سه کشور دیگر را متقاعد کند که ایران را از خط لولهای که ممکن است در آینده از این دریا کشیده شود، کنار بگذارند.
به نظر میرسد، برگزاری چنین دیداری، میتواند فتح بابی برای آغاز مناقشات در این منطقه باشد، چرا که هر کشور دیگری نیز میتواند بعدها دیداری را در غیاب یک یا دو کشور حاشیه دریای خزر برگزار کند و این دور تسلسل دریای خزر که به دریای صلح موسوم است را دچار اغتشاش کند. البته روسها نیز به تازگی از افزایش نفرت افکار عمومی ایران از آن کشور بیشتر آگاه شدهاند که باید دستگاه سیاست خارجی ایران با دقت و وسواس خاصی تحرکات سیاسی این کشور را بررسی کند.
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:22 موضوع |
لینک ثابت
تجاوز و قتل و گورهای دسته جمعی!
بهرام رحمانی
در جريان اعتراضات سه ماه اخیر هزاران نفر از فعالین سياسى و اجتماعی، دانشجویان، کارگران، روزنامه نگاران، مردم معترض و حتی ده ها تن از چهره های شناخته شده جناح اصلاح طلب حکومتی، از سوى نيروهاى امنيتى بازداشت و به بازداشتگاه هاى مختلف مخفی و علنی منتقل داده شدند. در این مدت، خبرها و گزارش هاى تکان دهنده ای از بدرفتارى شديد با زندانيان، ضرب و شتم و تجاوز آن ها و حتی قتل تعدادى از بازداشتى ها در زير شكنجه و دفن آن ها در گورهای دسته جمعی، از زبان سران حکومتی در رسانه های داخلی و خارجی منتشر شده است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:22 موضوع |
لینک ثابت
تجاوز و قتل و گورهای دسته جمعی!
بهرام رحمانی
در جريان اعتراضات سه ماه اخیر هزاران نفر از فعالین سياسى و اجتماعی، دانشجویان، کارگران، روزنامه نگاران، مردم معترض و حتی ده ها تن از چهره های شناخته شده جناح اصلاح طلب حکومتی، از سوى نيروهاى امنيتى بازداشت و به بازداشتگاه هاى مختلف مخفی و علنی منتقل داده شدند. در این مدت، خبرها و گزارش هاى تکان دهنده ای از بدرفتارى شديد با زندانيان، ضرب و شتم و تجاوز آن ها و حتی قتل تعدادى از بازداشتى ها در زير شكنجه و دفن آن ها در گورهای دسته جمعی، از زبان سران حکومتی در رسانه های داخلی و خارجی منتشر شده است.
۱۵ شهريور ۱۳۸۸، بخش خبری 20:30، «صدا و سیما» حکومت اسلامی، در اقدامی نادر، گزارشی نسبتا مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت های صورت گرفته در آن را پخش كرد.
به گزارش عصر ايران، در اين گزارش برای اولين بار تصاويری نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش درآمد كه نشان می داد، اين مكان، نه يك بازداشتگاه متعارف، بلکه مجموعه ای از سوله ها و بناهای احداث شده در يك محيط بيابانی بوده است كه متاسفانه از آن برای نگهداری انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده می شد.
در اين گزارش، در گفتگو با پدر يكی از قربانيان كهريزك (كامرانی)، وی به صراحت از برخی اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك، مننژيتی بوده اند، انتقاد شد و به علاوه سردار تشكری، ریيس بازرسی كل نيروی انتظامی نيز صراحتا اقرار کرد متهمانی كه جنايات كهريزك را رقم زدند، نيروهای رسمی اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و هم چنين ذكر شد كه برخی قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اند كه پرونده های آنان نيز در مراجع قانونی تحت رسيدگی است.
بهرامی، رياست دادسرای نيروهای مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهای صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادی از بازداشتی ها بوده است و نه بيماری قبلی آن ها و عللی از اين دست.
هر چند که در این برنامه تلویزیونی از مسئولین حکومت اسلامی به جنایات در کهریزک رسما اقرار می کنند دلیلش این است که این مساله بیش از تصور حکومتیان در جامعه داخل و خارج کشور افشا شده است در واقع تلاش دیگر سران حکومت اسلامی است که باز آن به را به چند مامور محدود کنند و حاکمیت را مبرا سازند؛ به طوری که در برنامه سيما، از دستور خامنه ای در خصوص تعطيلی بازداشتگاه كهريزك و اقداماتی كه متعاقب آن توسط شورای عالی امنيت ملی، قوه قضاييه، مجلس شورای اسلامی، نيروی انتظامی و استانداری تهران برای پيگيری موضوع و احقاق حقوق بازداشتی ها صورت گرفته نيز اطلاعاتی منتشر شد كه در بخشی از آن مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادی از آنان برای درمان عوارض ناشی از بازداشت، به بيمارستان هايی در تهران و كرج معرفی شده اند. در حالی که این جنایات نه فقط به کهریزک محدود می شود و در زندان های سراسر کشور جنایات مشابهی جریان دارد و نه به چند مامور محدود می گردد، بلکه همه سران و مسئولین حکومت اسلامی، در سازمان دهی و گسترش ترور و قتل و شکنجه و کشتن زندانیان و اعدام دسته جمعی آن ها نقش مستقیم دارند.
در اين گزارش، هم چنين تصاويری از ضرب و شتم مردم توسط نيروهای ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامی كه اين تصاوير تكان دهنده پخش می شد، گزارشگر سيما در متنی كه می خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح می كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروی انتظامی كه حافظ امنيت جامعه است، جدا كرد.
در پايان اين گزارش، سردار تشكری، ریيس بازرسي كل نيروی انتظامی در مقابل دوربين صدا و سيما، رسما از تمام كسانی كه در هر مرتبه ای متحمل خسارت و آسيب شده اند، عذرخواهی كرد و هم چنين محاكمه بی اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجرای سريع احكام قضايی درباره آن ها، خواسته افكار عمومی جامعه اعلام شد. البته شایان ذکر است که این اقدام صدا و سیما حکومت اسلامی و عذرخواهی رییس بازرسی کل نیروی انتظامی، در اثر فشار اجتماعی و خاموش کردن صدای اعتراض و دادخواهی افکار عمومی مردم صورت می گیرد.
رفتارهاى وحشيانه و غیرانسانی با زندانيان سیاسی در شکنجه گاه «كهريزك»، فقط نمونه ای از وضعیت دلخراش و دردناك زندانیان در زندان های آشکار و مخفی سراسر کشور است و محدود به این شکنجه گاه و به این دوره نمی باشد. سی سال است که کسب و کار حکومت اسلامی ساختن زندان های مختلف و تهدید و ترور، سرکوب و کشتار از جمله تجاوز به زندانیان و کشتن آن ها در زیر شکنجه است.
زندانیان سیاسی جان به در برده از کشتارهای حکومت اسلامی، سال هاست که درباره شیوه های وحشیانه شکنجه از جمله تجاوز به زندانیان و اعدام های دسته جمعی به طور مکرر سحن می گویند. اما سران و مسئولین حکومت اسلامی نسبت به آن ها اهمیتی نداده اند. اما اکنون یکی از سران شناخته شده حکومتی، آیت الله مهدی کروبی، با اتکاء به گفته های تعدادی از تجاوزشدگان از سران و مسئولین حکومتی خواست تا به موضوع «تجاوز به دختران و پسران» بازداشتى رسيدگى كنند. این مساله در سطح گسترده ای در رسانه های داخل کشور و هم چنین در سطح بین المللی افشاء شده است. بنا به گفته کروبی، تعدادی از زندانیان آزاد شده، به عنوان شاهدان زنده تجاوز به زندانیان و کشتن آن ها در زیر شکنجه و یا تجاوز به خودشان با وی دیدار کرده اند.
بازداشتگاه کهریزک که در جنوب تهران واقع است، در جریان اعتراضات اخیر به عنوان یکی از محل های نگهداری و بازجویی از بازداشت شدگان در رسانه ها انعکاس یافته بود. کشته شدن چند نفر از بازداشت شدگان، باعث شد تا دستور تعطیلی کهریزک صادر شود.
گفته می شود که تجاوز و کشتن فرزند یکی از مقامات ارشد حکومت اسلامی در کهریزک، عامل و بانی اصلی تعطیلی این شکنجه گاه شده است؟! در گزارشات آمده است که محسن روح الامینی، یکی از جان باختگان دستگیرشدگان تظاهرات های اخیر، قبل از این که زیر شکنجه کشته شود، به وی تجاوز شده است. دلیل اصلی قتل وی نیز ترس از آشکار شدن همین مساله تجاوز بعد از آزاد شدن وی از زندان بوده است. تجاوز به فرزند مشاور محسن رضایی، آن قدر فجیع و وحشیانه بوده است که منجر به پارگی مقعد وی شده بود.
در همين رابطه، محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام روز چهارشنبه ٢١ مرداد ماه گفته است با شنيدن اخبار مربوط به رفتار خلاف ماموران عليه جوانان کشور می بايست عزای ملی اعلام کرد.
در سايت اينترنتی تابناک آمده است، رضايی در نشست خود با جمعيت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که برای ارائه گزارشی از رويدادهای اخير با وی ملاقات کرده بودند، گفته است: «اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حيثيت و اخلاقی از سوی يکی از ماموران انجام گيرد، بايد عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اين که اعمال شنيع عليه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد.»
در همين حال به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، مجيد انصاری عضو مجمع روحانيون مبارز که يکی از روحانيون بلندپايه و از چهره های شاخص نظام است، درباره درخواست مهدی کروبی از هاشمی رفسنجانی، برای بررسی موضوع تجاوز به زندانيان گفته است:
«با کمال تاسف اين ها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمومنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اين جا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.»
یک نماینده مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با «موج سبز آزادی»، عصر شنبه، 24 مرداد 1388، از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این نماینده مجلس که نخواسته نامش فاش شود، با اشاره به بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین و بند زنان، خبر داد که برخی از زندانیان در حضور نمایندگان و مقامات دادستانی از شکنجه های فجیع صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشتهاند.
شرح ماجرای تکان دهنده از زبان این نماینده چنین توصیف شده است: در بند زنان، پرسیده شد: چه کسانی سئوال دارند؟ تعداد زیادی دست شان را بالا بردند. پرسیده شد: چه کسانی در کهریزک بودند؟ از یکی از آنان خواسته شد در مورد رفتاری که با وی صورت گرفته، توضیح دهد. یکی از خانم ها گفت: در کهریزک، در حالی که مرا کاملا عریان کرده بودند، از من خواستند وارد یک بشکه آب شوم، سپس بارها در آن بشکه به من شوک الکتریکی وارد کردند، به طوری که تمام چهار ستون تنم می لرزید!»
در این شکنجه گاه، بازداشت شدگان را داخل کانتینر نگه می داشتند. گفته می شود که بین ۲۰ تا ۴۰ نفر را در هر کانتینر به زور جای می دادند. این در حالی است که در هر کانتینر بیش تر از پنج نفر را نباید جای داد. به گفته یک روزنامه نگار، تنها محفظ هوایی این کانتینرها یک سوراخ کوچک است که هوا از آن وارد می شود.
بنا به اظهار کسانی که از کهریزک آزاد شده اند، نور مستقیم آفتاب به این کانتینرها می تابد و هوای داخل آن بسیار گرم است. به لحاظ بهداشتی نیز وضعیت بازداشت شدگان نامناسب است.
گفته آن ها را لخت کرده، پس از این که آب فشار قوی روی آن ها گرفته اند، سپس آن ها را با شلنگ و کابل کتک می زدند.
رفتار شکنجه گران حکومت اسلامی با زندانیان در اردوگاه مرگ کهریزک، همانند شکنجه گران آمریکایی در زندان ابوغريب عراق و گوانتانامو است. احتمالا شواهد و مدارك بر جاى مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نيز خشم عمومی مردم سبب شد که خامنه ای با عجله فرمان تعطیلی این شکنجه گاه را صادر کند تا اطلاعات بیش تری از آن منتشر نشود.
مردم آگاه، عاملان اصلی این وضعیت هولناک حاکم بر زندان های کشور را به چند مامور «خودسر و متخلف» محدود کردن را نمی پذیرند، بلکه از خامنه ای، احمد نژاد، محسن رضایی تا موسوی، کروبی، رفسنجانی، خاتمی و دیگر سران و مقامات حکومت اسلامی، عاملان اصلی سه دهه گذشته سرکوب و کشتار، تجاوز و شکنجه و اعدام و فقر و فلاکت اقتصادی می دانند. نه امروز، بلکه در سه دهه اخیر، همواره اخبار شکنجه و تجاوز به زنان و مردان زندانی به عنوان ابزار شکنجه توسط بازجويان در زندان های ایران مطرح بوده است. بنابراین، در حال حاضر که این وقایع و فجایع انسانی در سطح افکار عمومی جامعه ایران و جهان افشا شده اند، دیگر سرپوش گذاشتن و بی تفاوت ماندن سران حکومتی به این همه جنایات، امکان پذیر نمی باشد.
گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه شكنجه روز پنج شنبه 13 اوت 2009، به رسانه ها گفت كه شكايت هاى زيادى از معترضان بازداشت شده پس از «انتخابات» ریاست جمهوری دريافت كرده كه از آزار و اذيت خود در زندان خبر داده اند.
مانفرد نواك، گزارشگر شوراى حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، اظهار داشت: اين شكايت ها از سوى خانواده ها، وكلا و بازداشتى هاى آزاد شده مطرح شده است. وى گفت: ادعاهاى مستند درباره شكنجه زندانيان در ايران و نگه داشتن آن ها در انفرادى به منظور اعتراف گيرى از آن ها بايد مورد رسيدگى دقيق قرار گيرد.
مانفرد نوواك افزود: به مقام هاى جمهورى اسلامى ايران اطلاع داده كه بيش از سيصد پرونده اتهامى شكنجه و بدرفتارى با دستگيرشدگان اعتراضات اخير، به سازمان ملل ارايه شده است.
وى مى گويد كه ايران به نامه او پاسخ قانع كننده اى نداده و وى خبر ندارد كه آيا تحقيقاتى انجام شده يا نه. بنا به گفته گزارشگر ويژه سازمان ملل، بسيارى از اين اتهامات مواردى چون ضرب و شتم، شوك الكتريكى و فشار جسمى و روانى با هدف گرفتن اعترافات است.
ناگفته نماند که بازداشتگاه های «غیررسمی» در تهران و شهرستان ها کم نیستند. برای نمونه در تهران می توان به بازداشتگاه های مخوف 59 سپاه، بازداشتگاه نبوت، در خيابان سهروردی تهران، بازداشتگاه سئول معروف به ابوغريب، بازداشتگاه خاص متعلق به سپاه پاسداران که به 66 سپاه معروف است در اتوبان افسريه محدوده بلوار هجرت پشت پادگان علامه طباطبائی، بازداشتگاه قمر وزارت و غیره نام برد.
بازداشتگاه دیگری که موقعیت آن نیز افشا شده است بازداشتگاه اداره دوازدهم آگاهی شاهپور است. این بازداشتگاه، از بازداشتگاه های مخوف تهران است که زندانیان بی دفاع تحت شکنجه های قرون وسطائی قرار می گیرند.
تمام مراحل تحقيقات و بازجويی در این بازداشتگاه ها، شکنجه گران با چشم بند و همراه با توهین و شکستن روحیه بازداشتی و ضرب و شتم و تجاوز و حتی کشتن زندانی همراه بوده است. بنابراین، فجایع شکنجه گاه کهریزک، به عنوان نمونه ای از عملکردها و سیاست غیرانسانی و وحشیانه سران و مسئولین حکومت اسلامی را به نمایش گذاشته و حساسیت هر چه بیش تری در جامعه به بار آورده است.
تاکنون فتواها و فرمان های رهبران حکومت اسلامی با اتکاء به قوانین اسلامی، ارتکاب هر عملی را نسبت به زنان و دختران بازداشتی مجاز دانسته و دست آن ها را از جمله تجاوز به زنان و مردان زندانی باز گذاشته است. در این مورد می توان به دستور صریح رهبران حکومت اسلامی در تجاوز به دختران «باکره» محکوم شده به اعدام اشاره کرد. در توجیه عیرانسانی آن ها، اگر دختر باکره اعدام شود به بهشت می رود بنابراین، برای جلوگیری از رفتن آن ها به بهشت، نخست باید مورد تجاوز شکنجه گران قرار گیرند و سپس به جوخه اعدام سپرده شوند؟!
از سوی دیگر، در حالی که خانواده های بازداشت شدگان به هر دری می زنند تا خبری از عزیزان خود بگیرند، خبر تکان دهنده ای پحش می شود که در بهشت زهرا اجساد جانباختگان را مخفيانه دسته جمعی دفن کرده اند. دادخواهی شکنجه شدگان و مورد تجاوز قرار گرفتگان با وجود این که در ارگان های حکومتی از جمله مجلس نیز مطرح شده است اما محمود احمدی نژاد، منفورترین رییس جمهوری جهان، بی شرمانه حمله به کوی دانشگاه و شکنجه و تجاوز مامورين به زندانيان در بازداشت گاه ها را «سناريوی دشمن» می نامد؟!
در حالی که فرهاد تجری عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی وضعیت زندانیان، خبر هولناک خاکسپاری مخفیانه اجساد بینام و نشان در بهشت زهرا را تکذیب کرد، پایگاه خبری نوروز، شماره های جواز دفن قربانیان گمنام را منتشر ساخت.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، فرهاد تجری، عضو اصولگرای کمیته پیگیری مجلس، خبر منتشر شده درباره دفن دسته جمعی کشته شدگان حوادث اخیر در بهشت زهرا را، تنها چند ساعت پس از انتشار آن و بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی تکذیب کرد.
نوروز در روزهای گذشته خبری را منتشر کرده بود مبنی بر این که در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه، پیکر ده ها تن بدون شناسایی و بدون درج مشخصات شخصی و صرفا با یک شمارهی جواز دفن، در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است. این خبر از سوی فرهاد تجری، یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس که ظاهرا خود مسئولیت پیگیری و تحقیق در این باره را دارد، به طور شتابزده تکذیب شد.
پایگاه اطلاعرسانی نوروز در این باره نوشته، آقای تجری از آن جا که بر دفاع از حقوق مردم سوگند یاد کرده است، خوب بود قبل از تکذیب این خبر برای حمایت از مردمی که با رای آن ها به مجلس راه یافته، لااقل چند دقیقه ای وقت می گذاشت و تا بهشت زهرای تهران قدم رنجه می فرمود تا دریابد در قطعه ۳۰۲ قبور ده ها نفر از هموطنان بدون نام و صرفا بر اساس شماره جواز دفن به خاک سپرده شده اند.
نوروز ضمن درج تاریخ و شماره جوازهایی که برای دفن قربانیان صادر شده خاطر نشان ساخته که مردم تهران می توانند با حضور در بهشت زهرا ضمن مشاهده این قبور به مقام این شهدا ادای احترام کنند. این پایگاه اطلاع رسانی خبر داده که در روزهای آینده و در زمان مقتضی، تصاویر و فیلم های دریافتی در مورد این واقعه را منتشر می کند.
قطعه 302 بهشت زهرای تهران، محل خاکسپاری کسانی است که یا در تیراندازی های خیابانی کشته شده اند و یا در بازداشتگاه ها به قتل رسیده اند. همه آن ها را به عنوان افراد بی نام و نشان در این قطعه و بصورت پنهانی به خاک سپرده اند. سایت نوروز نوشت که یکی از کسانی که در بهشت زهرا کار می کند، این خبر را فاش ساخته است. در این قطعه قربانیان روزهای 21 تا 24 تیرماه دفن شده اند و هنوز معلوم نیست قربانیان دیگر روزها را در کجا زیر خاک کرده اند.
تاکنون جواز دفن 44 جسد که در قطعه 302، بدون نام و مشخصات خانوادگی زیر خاک پنهان شده اند، به دست آمده است.
برخی خانواده ها در روز 24 تیرماه وجود ده ها جنازه در سردخانه ای در جنوب غربی تهران که ویژه گوشت یخ زده وارداتی بوده مشاهده کرده بودند. این جنازه ها یخ زده بوده است. شماری از دفن شدگان قطعه 302 همین جنازه های یخ زده بوده است.
یکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت: «در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آن ها در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده است. با پیگیرهای خبرنگار نوروز از بهشت زهرای تهران، روز بیست و یکم تیر ماه از بین جوازهای دفن صادر شده در آن قبرستان، ۲۸ جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند. ۲۴ تیرماه نیز ۱۶ جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است. گفتنی است سایت نوروز در تاریخ ۲۴ تیرماه نیز به نقل از خانواده یکی از شهدای حوادث اخیر، از وجود ده ها جنازه در سردخانه ای در جموب غربی تهران خبر داده بود، که با تحویل جنازه های منجمد به خانواده ها در روزهای بعدی این خبر تا حدودی مورد تائید قرار گرفت. لازم به ذکر است، اجساد در سردخانه های پزشکی منجمد نمی شود اما به دلیل این که این جنازه های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و به فرم خود را از دست داده بودند. به نظر می رسد پس از دیده شدن جنازه های شهدا در سردخانه های صنعتی و وحشت از انتشار اخبار آن توسط خانواده ها، جنازه ها بدون شناسائی به بهشت زهرا برده شده و به خاک سپرده شده اند. پی گیری خبرنگار سایت نوروز از مسئولین بهشت زهرا در روزهای اخیر بی نتیجه بوده است و هیچ کدام از آن ها حاضر به پاسخگویی در مورد این اجساد نبوده اند. با این حال با همکاری برخی از پرسنل آن سازمان با خبرنگار نوروز، شماره جواز دفن شهدایی که بدون نام در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.
مردم در سه ماه اخیر در اعتراضات میلیونی خود، یک صدا فریاد زدند که بیش از این حکومت ترور و وحشت حکومت اسلامی را نمی خواهند. بنابراین، سران حکومت اسلامی به خوبی می دادند که دیر یا زود مردم آزاده کاخ های آن ها را بر سرشان ویران خواهند کرد و به دور از هرگونه رعب و وحشت و اختناق و سانسور، حکومت دلخواه خودشان را تعیین خواهند کرد. زیرا سران حکومت اسلامی، شاید با سرکوب و کشتار بتوانند برای دوره ای دیگر خودشان را سر پا نگاه دارند اما نهایت به روانه زباله دادن تاریخ خواهند شد.
این مبارزات سران حکومت اسلامی را به هذیان گویی انداخته است. رهبر جمهوری اسلامی عصر روز چهارشنبه هفته گذشته، در جریان دیدار با تعدادی از دانشجویان به وقوع «تخلفات و جنایت هایی در حوادث پس از انتخابات و به ویژه در بازداشتگاه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه از سوی یگان های ویژه و ماموران لباس شخصی» اقرار کرد، اما گفت که این جنایت ها در مقابل «ظلمی که عده ای به نظام کردند» بی اهمیت است.
تایید وقوع جنایت ها در بازداشتگاه و هم چنین در جریان سرکوب اعتراضات مردم در حالی صورت گرفت که که حتی تحقیقات کمیته ویژه مجلس نیز در مورد وقوع تجاوز به برخی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها هم چنان ادامه دارد.
خامنه ای، در عین حال خواستار آن شد که اخبار و گزارش های مربوط به این جنایت ها از سوی رسانه ها منتشر نشود و با تاکید بر «لزوم پرهیز از کارهای صرفا تبلیغاتی در موضوع برخورد با عاملان کوی دانشگاه و حوادث مشابه» گفت «کار تبلیغاتی لازم نیست اما از اولین روزها دستور اکید داده شد که ضمن مراقبت و دقت لازم با اینگونه مسائل برخورد قاطع شود.»
رهبر جنایت کار حکومت اسلامی، هم زمان با تایید جنایات صورت گرفته از سوی نهادهای نظامی، انتظامی و بسیج، از «خدمات» پلیس امنیت، پلیس انتظامی و بسیج تشکر کرد: «این خدمات بزرگ نباید موجب رسیدگی نکردن به برخی جرائم شود و اگر کسی با وابستگی به هر کدام از این سازمان ها، تخلف و جرمی مرتکب شده، باید کاملا رسیدگی شود.»
وی کشته شدن تعدادی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهریزک را نیز تایید کرد اما تعدادکشته شدگان را «معدود» دانست و در عین حال بر رسیدگی به آسیب دیدگان در ماجرای بازداشتگاه کهریزک و همین طور «بررسی موضوع معدود کسانی که در این مسئله جان باخته اند»، تاکید کرد. وی در عین حال هشدار داد: «این گونه مسائل نباید با مساله اصلی بعد از انتخابات خلط مبحث شود.»
خامنه ای، مساله «اصلی» پس از انتخابات را «ظلم عده ای به نظام اسلامی» عنوان کرد، و تذکر داد: «عده ای، ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملت ها را نادیده می گیرند و مساله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه اصلی قلمداد می کنند اما این نگاه، خود یک ظلم آشکار است.»
خامنه ای، هم چنین از «شکست توطئه» و «جنگ نرم عظیم» خبر داد: «طراحان حوادث اخیر، صحنه گردانانی دارند و صحنه گردانان دیگری نیز پیدا می کنند البته همه تحرکات و تحریکات آنان به فضل الهی، شکست خواهد خورد اما هوشیاری و بیداری آحاد مردم به ویژه جوانان ضرر و زیان این گونه تحرکات و جریان ها را کاهش می دهد.»
وی هم چنین بدون نام بردن از کسی در خصوص حوادث پس از انتخابات تصریح کرد: «اصل حوادث خیلی خلاف انتظار نبود اما اشخاصی که وارد صحنه شدند خلاف انتظار ما بود.»
یک عضو کمیته ویژه مجلس به سایت فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی، گفته است که «تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به برخی از بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات برای ما محرز شده است.»
وی هم چنین خبر داد که با تکمیل گزارش تجاوز به برخی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها، آن را در اختیار رییس مجلس و بزرگان نظام قرار خواهند داد.
بدین ترتیب، تایید رهبر حکومت اسلامی در مورد جنایت های صورت گرفته وقایع اخیر، به ویژه در بازداشتگاه کهریزک، و حجم قابل توجهی از دیگر اعترافات مسئولان حکومتی، نشان دهنده گستردگی تجاوز، شکنجه و قتل علیه زندانیان است.
سران حکومت اسلامی، در دروغگویی و تزویر و ریاکاری شاید در دنیا بی همتا هستند. سایت تابناک، نوشته است: رییس جمهور در پاسخ به آنهایی که می گویند دولت مشورت نمی کند گفت: کی گفته دولت مشورت نمی کند. وی با بیان این که «با بیش از 900 نماینده دیدار داشته ایم» افزود: با کودک 5 ساله هم که نامه نوشته بود گفتگو کردم. با یک کودک ده ساله که چند نقاشی کشیده بود و پیشنهاداتی درباره ترافیک و... داشت صحبت کردم و از او سئوال کردم که چی به نظرت می رسد.
اخیرا خبرنگاری از احمدی نژاد پرسیده است که شما گفته اید اتفاقاتی که در بازداشتگاه ها روی داد کار نفوذی هاست و سئوال این است که آیا دستگاه امنیتی کشور این طور است که افراد دشمن در آن نفوذ کنند و مرتکب قتل شوند؟
وی در پاسخ بی شرمانه گفت: «ما اسناد قطعی داریم که برخی از حوادثی که رخ داد توسط عناصر وابسته به جریانات آشوبگر و به نام ملت ایران و جمهوری اسلامی بود.» احمدی نژاد تاکید کرد که شواهد و اسنادی در اختیار دارد که افراد نفوذی در جریان حوادث کوی دانشگاه و بازداشتگاه ها اقداماتی انجام داده اند.
به گفته احمدی نژاد، «با افرادی که فریب خوردند باید با رافت اسلامی برخورد شود اما با کسانی که فرماندهی کردند و حمایت های دشمنان را پذیرفتند و حداقل عکس العمل نشان ندادند و یا با سکوتشان این حمایت ها را پذیرفتند و سعی کردند ضربه بزنند، باید برخورد شود.»
او در پاسخ به احتمال تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران، ادعا کرد: «برای برون رفت از معضلات جهانی جمهوری اسلامی راه های ابتکاری انسانی و عادلانه ارائه خواهد داد.»
باین ترتیب، حکومت اسلامی، سناریوها و طرح های مختلفی را به صحنه می آورد تا از این طریق افکار عمومی را از واقعیت ها منحرف سازند. برای نمونه، سازمان عفو بين الملل، با انتشار بیانیه ای می گويد مسئولان امنيتی ايران، ماکان کاسپين، نامزد ندا آقاسلطان را بازداشت کرده اند. به گفته عفو بين الملل ماکان کاسپين در ارتباط با قتل ندا آقاسلطان در زندان اوين بسر می برد و تحت بازجويی است. عفو بين الملل درباره احتمال شکنجه ماکان کاسپين ابراز نگرانی کرده است. به گزارش عفو بین الملل، ماکان کاسپين پس از قتل ندا آقا سلطان در اعتراض های خيابانی، در مصاحبه ای با بخش فارسی تلویزیون بی بی سی گفته بود «سخنان شاهدان عينی و نوارهای ويدئويی» به وضوح نشان می دهد که يک بسيجی، ندا را هدف تير قرار داد. عفو بين الملل می گويد ظاهرا به خانواده ندا گفته شده اگر ماکان اعتراف کند که يکی از اعضای سازمان مجاهدين خلق ندا را کشت، او از زندان آزاد خواهد شد. ماکان کاسپین 6 روز پس از قتل ندا آقا سلطان توسط نیروی های اطلاعاتی و امنیتی در شمال تهران و در منزل بازداشت شده است سازمان عفو بین الملل نگران است که او ممکن است برای امضای چنین «اعترافات» تحت شکنجه یا بدرفتاری های دیگر قرار گرفته باشد.
بنابر سخنان شاهدان عينی و نوارهای ويدئويی همگی نشان می دهد که يک بسيجی، ندا آقا سلطان را هدف تير قرار داد. دکتر آرش حجازی یکی از شهود که در لحظه شهادت ندا آقا سلطان حضور داشت نیز پس از گریختن از ایران اعلام کرد که یک بسیجی به سوی ندا آقا سلطان شلیک کرده بود از سوی مردم دستگیر شد اما مردم توانستند کارت شناسایی این بسیجی را از او بگیرند. کارت شناسایی این بسیجی و مشخصات کامل او در هفته های اخیر در سایت های اینترنتی انتشار یافته است.
واقعیت این است که سران و جناح های حکومت اسلامی، همگی به تکاپو افتاده اند تا راه حلی برای برون رفت از این بن بست سیاسی و اجتماعی خود پیدا کنند و نظام جهنمی خود را نجات دهند. از جمله این تلاش ها، می توان به نامه 254 تن از مدیران ارشد 30 ساله حکومت اسلامی اشاره کرد.
میرحسین موسوی، در تازه ترین بیانیه خود، تلاش كرده است تا استراتژی و تاكتیك های خود در آینده را تشریح نماید. موسوی، در این بیانیه هدف خود را حفظ نظام حکومت اسلامی، اجرای قانون اساسی، تقویت وحدت ملی و استیفای حقوق از دست رفته ملت توصیف كرده است.
موسوی در بیانیه خود، خطاب به جناح حاکم پیشنهاداتی را برای خروج از بحران مطرح کرده است. تشکیل گروه حقیقت یاب در مورد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، رسیدگی به تقلب های انجام گرفته در آن و مجازات خاطیان، شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در جریان برخورد نیروهای حکومتی با معترضان اتفاق افتاده، تعریف جرم سیاسی و تشکیل هیات منصفه برای رسیدگی به آن، منع نظامیان از مداخله در امور سیاسی و فعالیت های اقتصادی از جمله پیشنهادات وی برای خروج از بحران کنونی است.
در این بیانیه، از جمله تاکید شده است که: «ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم... مظلومتر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است... زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی (ص) نام می برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می داد چنین روزهایی را می دید... ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی (ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت میکنیم... ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر (ع) آموزگاران آن بودهاند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت...»
مردم ایران خواستار تشکیل آن گروه حقیقت یابی هستند، که سی سال جنایت حکومت اسلامی از حمله به تجمعات، اسید پاشید نبر صورت زنان «بی حجاب»، انحلال سازمان ها و احزاب و تشکل های دمکراتیک، حمله به رسانه ها و آزادی بیان و قلم، حمله به کردستان و ترکمن صحرا، انقلاب فرهنگی، پافشاری بر ادامه هشت سال جنگ خانمانسوز ایران و عراق، کشتارهای سال های 60 تا 62، به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367، واقعه 18 تیر حمله به دانشگاه تهران و تبریز، قتل های موسوم به «قتل های زنجیره ای»، ترورهای داخل و خارج کشور، عاملین کشتارها و دستگیری ها و محاکمات چندش آور سه ماه اخیر، عاملان فقر و فلاکت اکثریت مردم ایران و غیره را مورد بررسی قرار دهد و اقدامات جنایت کارانه خامنه ای، احمدی نژاد، موسوی، رفسنجانی، خاتمی، رضایی، وزرا، نمایندگان مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، روسای قوه قضائیه، اطلاعات، فرماندهان سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، مدیران و فرماندهان رده بالا و غیره که در این همه وحشی گری و انبوه جنایات علیه مردم دخیل بوده اند، مورد بررسی قرار دهد و عاملان آن را نیز رسما به جامعه معرفی نماید تا تحت تعقیب و محاکمه علنی قرار گیرند. اکثریت مردم ایران از چنین اقدامی پشتیبانی می کنند نه از گروه حقیقت یاب موسوی که هدف اصلی اش بررسی تقلب در انتخابات و یا صرفا بررسی حوداث سه ماه گذشته.
یا این که محمد خاتمی، تاکید کرده است: «هم چنان كه می دانید من همیشه از حكومت سازگار با دین حمایت كرده ام و باور دارم كه دین ما یعنی اسلام و تشیع با مطالبات و انتظارات روزمان هم می تواند سازگار باشد مشروط به آن كه آن را درست بفهمیم و از ظرفیت های آن خوب بهره ببریم.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: «ما نگران این خطرها برای كشور، نظام و انقلاب عزیزمان كه خون های پاک بسیاری برای آن ریخته شده هستیم و برای اصلاح امور هم باید فعال باشیم. انشاءالله كه خداوند هم نصرت خودش را خواهد داشت.»
واقعیت این است که اصلاح طلبان حكومتی در مقابل فشارهای جناح حاكم مرعوب شده اند و به دنبال سازش با جناح حاکم و تقسیم قدرت هستند تا خود را برای سرکوب اعتراضات کارگری، دانشجویی و اعتراضات خیابانی آماده کنند. زیرا آن ها می دانند که دیر و یا زود جنبش کارگری سر بلند خواهد کرد و بر علیه کلیت حکومت مبارزه آگاهانه و هدفمندی را سازمان خواهد داد.
موسوی و همفکرانش به نوعی شکست در مقابل جناح حاکم را پذیرفته اند. اما آن ها تلاش می کنند که در شرایط حاضر سهمی از حاکمیت بگیرند و یا این که این فرصت را داشته باشند تا به عنوان حناح منتقد دولت احمدی نژاد، از آزاید هایی برخوردار گردند و تحت تعقیب و آزار قرار نگیرند.
بیانیه اخیر موسوی به عنوان سردمدار «سبزها»، نشان دهنده عقب نشینی جناح اصلاح طلبان حکومتی است. از سوی دیگر، در حالی که موسوی و یارانش در دفاع از کلیت حکومت اسلامی تاکید می کنند اما جناح رقیب هم چنان موضع کینه توزانه نسبت به جناح اصلاح طلبان دارد. در روزهای اخیر، از احمدی نژاد تا فرمانده سپاه حملات خود را به موسوی، خاتمی و غیره شدت بخشیده اند.
احمدی نژاد پیش از خطبه های نماز جمعه هفته گذشته اعلام کرد که: برخورد جدی، باید با سران جریان و عوامل اصلی صورت گیرد، سران این جریان باید مجازات شوند.
حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، گفته است: «تشکیلات راه سبز امید»، برگرفته از طرح های «براندازانه آمریکایی» است.
واقعیت این است که همه آن عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که مردم سرکوب شده در این سی سال را به خیابان ها كشاند، همگی سر جای خودشان هستند و تغییری در آن ها به وجود نیامده است. مردم رفاه، سادی، آزادی و برابری می خواهند. آن ها خواهان برخورداری از یک زندگی مدرن، بی دغدغه و امنی هستند. در حالی که در کمشکش «سبز» ها به عنوان جناح اصلاح طلب حکومتی تامین چنین مطالباتی امان پذیر نمی باشد. در بهترین حالت آن ها از اعتراضات مردم برای فشار به جناح حاکم برای سهم گرفتن از حاکمیت سود می جویند. بنابراین، مردم اگر مبارزه خود را مستقل از جناح های حکومتی و بر علیه کلیت حکومت پیش نبرند، هر گونه فداکاری و حان فشانی هم به خرج دهند به حداقل مطالبات خود نیز دسترسی نخواهند داشت. بنابراین، استقلال مبارزه کارگران و مردم جان به لب رسیده نه تنها باید از جناح های حکومتی و گرایشات رنگارنگ بورژوایی یک اصل پایه ای است، بلکه این مبارزه باید متوجه سرمایه داری و حکومت حامی سرمایه باشد تا به اهداف تاکتیکی و استراتژیک خود دست پیدا کند.
بدین ترتیب، جناح های درون حکومتی خواهان سازش و به رسیمت شناختن سهم همدیگر در حاکمیت هستند. اما وقایع جاری در جامعه مان، شکاف و کمشکش جناح های درون حکومت اسلامی را شدیدتر و عمیق تر کرده است. قطعا هر چقدر شکاف و کمشکش بین سران و جناح های حکومتی عمیق تر گردد به همان نسبت نیز حکومت ضعیف تر و صف مردم آزادی خواه قوی تر می شود. اما در عین حال جامعه باید نسبت به این امر مهم سیاسی حساسیت و توجهی بیش تری از خود نشان دهد و اجازه ندهد سکان مبارزه سیاسی و اجتماعی شان در جامعه به دست نیروهای لیبرال و راست و طرفدار موسوی و کروبی و خاتمی و غیره بیافتد. به این دلیل ساده که همه این چهره ها و نیروها با تغییراتی جزئی در مدیریت کشور، خواهان بقاء حکومت اسلامی هستند. این ها، بارها و در هر موضع گیری خود به بقاء نظام تاکید دارند. بنابراین، در ادامه مبارزه و تعمیق و گسترش آن، جدایی صفوف توده های جان به لب رسیده و رادیکال و سوسیالیست با گرایشات راست و نخبگان سیاسی طرفدار این و یا آن جناح حکومتی و هم چنین طرفداران آن ها در داخل و خارج کشور اجنتاب ناپذیر است.
حکومت اسلامی، علاوه بر سرکوب و کشتار، شکنجه و اعدام، فقر و فلاکت اقتصادی فزاینده ای را نیز بر اکثریت مردم ایران، به ویژه مزدبگیران تحمیل کرده است. سال 1388، بر اساس اعلام سازمان ملل، کسانی که روزانه کم¬ تر از ۲ دلار درآمد دارند، زیر خط فقر به شمار می روند، آخرین آمار این است که خط فقر در تهران ٨٥٠ هزار تومان اعلام شده است. براساس امارهای منتشرشده حدود 20 میلیون نفر از مردم ایران، در فقر و نداری زندگی سخنی را می ¬گذرانند، در حالی که کم ¬ترین اهمیتی برای سران حکومتی اسلامی ندارد. معلوم نیست با دست ¬مزد 200 یا 300 هزار تومانی مثلا چگونه یک خانواده 5 نفره زندگی خود را تامین کنند؟! همین مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی و سیاسی سبب شده است که حتی برخی جوانان ارگان های بدن خود را بفروشند؛ تن¬فروشی کنند؛ آلوده به اعتیاد خانمانسوز شوند و یا در یاس و ناامیدی دست به خودکشی بزنند. اکنون آسیب های اجتماعی ناشی از فقر، به ابعاد نگران کننده ای رسیده است.
حکومت اسلامی ایران، به دلیل رشد بی¬سابقه قیمت نفت در چهار سال اخیر، نزدیک به 270 تا 300 میلیارد دلار درآمد داشته است؟ سئوال مهم این است که از این مبالغ هنگفت چه رقمی نصیب نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، کارگران، زنان، دانش ¬جویان، کارمندان و به طور کلی شهروندان شده است؟! هنگامی که مجلس شورای اسلامی در گزارش اقتصادی احمدی¬ نژاد به مجلس بحث از «گم شدن یک میلیارد دلار ناقابل» و 200 مورد خلاف قانون در این گزارش را رسما اعلام می ¬کند؛ هنگامی که گفته می شود سپاه پاسداران 18.50 میلیارد دلار از ثروت عمومی کشور را به طور قاچاق وارد ترکیه کرده و مقامات حکومت اسلامی مهر سکوت بر لب می زنند و هیچ اتفاقی نمی ¬افتد همگی نشان دهنده این واقعیت است که سران حکومت اسلامی و مقامات و فرماندهان رده بالای این حکومت، هر کدام در موقعیت و توان خود در چپاول اموال عمومی سهمی و نفعی دارند. در نتیجه سران و مقامات حکومت اسلامی، بار سنگین بحران های اقتصادی و دزدی و چپاول خود را نیز متوجه اکثریت شهروندانی می کنند که زیر فشار فقر و گرانی روزافزون کمرشان خم شده است.
از سوی دیگر، حکومت اسلامی، بودجه ¬های کلانی به عرصه میلیتاریسم و ترویج و تبلیغ افکار و ایدئولوژی قرون وسطایی مذهبی در داخل و خارج کشور اختصاص می¬ دهد، در حالی که آن بخش ¬هایی از جامعه که همه شهروندان به نوعی با آن¬ ها با سر و کار دایمی دارند هم ¬چون بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، آموزش عالی، اشتغال و غیره همواره با کسر بودجه مواجه هستند. هم اکنون میلیون ¬ها کودک ایرانی، صرفا به دلیل فقیر بودن خانواده ¬هایشان از تحصیل و تفریح و امکانات بهداشتی محروم مانده ¬اند و دولت هیچ¬ گونه مسئولیتی در قبال آنان احساس نمی ¬کند.
بدین ترتیب حکومت اسلامی، از یک سو اکثریت مردم جامعه ایران را از یک زندگی عادی و انسانی محروم کرده است و آزادی های فردی و اجتماعی در این کشور را به یک رویا دست نیافتنی تبدیل کرده است. از سوی دیگر، این حکومت به دلیل این که هرگونه اعتراض مردمی را با سرکوب و کشتار جواب می دهد و مخالفین را همواره سرکوب، زندانی، شکنجه و اعدام می کند با خشم و نفرت عمومی مردم روبرو شده است. بنابراین، حاکمیت سی ساله حکومت اسلامی برای اکثریت مردم ایران، جز فقر و فلاکت اقتصادی و سرکوب های سیاسی حاصل دیگری نداشته است.
آنچه که اکنون مهدی کروبی از زبان تجاوز شوندگان طرح کرده است، دهان باز کردن یک زخم قدیمی و عمیقی است که به اندازه عمر نکبت بار حکومت اسلامی قدمت دارد. بسیاری از دختران و زنان و مردان جوانان، که این زخم دردناک را در پیکر خود دارند، تنها با برکناری این حکومت جانی، کمی از دردها و رنج هایشان کاسته خواهد شد. شهامت و جسارت بازگوئی آنچه در زندان و بازداشتگاه های مخوف هم چون زیر زمین وزارت کشور و کهریزک بر سر دختران و پسران آورده اند، امثال کروبی ها را وادار کرده است در رقابت و کمشکش های جناحی خود، آن را بر زبان بیاورند.
تجاوز به زندانی سیاسی، از آن جمله شکنجه های جسمی وحشتناکی است که آثار آن، تمام عمر با فرد تجاوز شده همراه است. به شماری از دانشجویان که در حوادث 18 تیر بازداشت شدند و یا دانشجویانی که در ابتدای ریاست جمهوری احمدی نژاد و به عنوان دانشجویان چپ دستگیر شدند؛ یا وبلاگ نویسان به زندان افتادند، به برخی از آن ها تجاوز شد تا به جرمی که قاضی دیکته می کند اعتراف تلویزیونی بکنند.
واقعیت های تاریخی نشان داده است که اساس حکومت اسلامی و دین بر پایه جنگ و کشتار، تجاوز و چپاول است. ازدواج محمد با عایشه 6 و به روایتی 7.5 ساله گرفته، تا مجاز بودن تعدد همسران برای مردان، تجاوز به دختران و پسرانی که به عنوان اسیر گرفته شده اند، تجاوز به دختر «باکره» اعدامی یک شب قبل از اجرای حکم اعدام، شکنجه های هولناک زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه، اعدام های دسته جمعی اویل انقلاب 57، سال های 60 تا 62 و به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، ترور فعالین اپوزیسیون در داخل و درخارج، قتل های نویسندگان، موسوم به «قتل های زنجیره ای»، 18 تیر حمله جنایت کارانه به دانشگاه، حمله به رسانه ها و تعطیلی فله ای آن ها، حمله به کارگران در اول ماه مه در پارک لاله، سرکوب تجمعات زنان و دستگیری فعالین جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش داشجویی و مردم محروم و تحت ستم و صدها جنایت دیگر همگی، دلیلی محکم بر جانی و تبهکار و ضدانسان بودن سران و مقامات و فرماندهان حکومت اسلامی و دین می باشد. از این رو، جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش، یکی از خواست های مهم و پایه ای است که باید در هر شرایطی مطرح شود. آزادی همه زندانیان سیاسی، لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام، لغو کار کودکان، پایان دادن به آپارتاید جنسی، به رسمیت شناختن حقوق و آزادی های همه «ملل» تحت ستم ایران، به رسمیت شناختن آزادی بیان و اندیشه و فعالیت متشکل و اعتراض و اعتصاب، و هم چنین معرفی همه عاملین و عامرین سرکوب و سانسور، شکنجه و تجاوز به مردم در خیابان ها و زندان ها و برگزاری دادگاه علنی برای رسیدگی به جنایات آن ها، از جمله خواست ها و مطالباتی هستند که تحمیل هر کدام از آن ها به حاکمیت، راه را برای باز شدن فضای سیاسی و سرنگونی حکومت اسلامی هموار می سازد.
همه سران حکومت اسلامی از خامنه ای تا احمدی نژاد، موسوی، رفسنجانی، خاتمی و غیره بدانند که سی سال زندگی در زير پرچم اسلام ناب محمدی برای مردم ایران فاجعه پشت فاجعه و سیه روزی آفریده است و همه عناصر و جناح ها و ارگان های حکومتی در تحمیل این فجایع اقتصادی، سیاسی و انسانی به مردم ایران سهیم و دخیل بوده اند. بنابراین، هیچ کدام از جنایت علیه بشریت مبرا نیستند. این که موسوی در بیانیه اخیر خود، آرزوی بازگشت به دوران «امام خمينی» و «اسلام ناب محمدی» را کرده است از سياه ترين دوران اين حکومت است که خود موسوی نیز نقش مهمی در فجایع و سرکوب ها و کشتارهای آن دوره داشت، آرزويی عبث است. امروز اکثریت مردم ایران، نه جناح حاکم و نه جناح مغلوب و نه شبکه راه سبز اميد را می خواهند، امروز عمومی ترین خواست مردم ایران، سرنگونی هر چه زودتر کلیت حکومت اسلامی و جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش و برقراری یک جامعه آزاد و برابر و انسانی بدون سرکوب و سانسور و اختناق است.
همه وقایع سه ماه اخیر نشان می دهند که جامعه ما همواره آبستن حوادث مختلفی است. سئوال این است که آیا مردم جامعه ما، یک بار دیگر دچار توهمات جناح ها و سران حکومتی به ویژه موسوی، رفسنجانی، خاتمی و غیره که خود از سران رده بالای حکومتی بوده اند و در سرکوب و کشتار مردم و استثمار غیرانسانی مزدبگیران دست در دست جناح رقیب نقش اصلی را ایفاء کرده اند و اکنون با زورگویی های جناح حاکم روبرو شده اند خواهد شد و از چاله درنیامده به چاه دیگری سقوط خواهد کرد؛ و یا با طرح و تحقق شعارهایی هم چون «آزادی همه زندانیان سیاسی»، «لغو هرگونه شکنجه و اعدام»، «جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش»، «برابری واقعی زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی»، «محاکمه علنی عاملین و آمرین سی سال جنایت علیه مردم ایران»، «آزادی بی حد و حصر بیان، اندیشه، قلم و فعالیت متشکل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی» و...، حکومت اسلامی را سرنگون خواهند کرد و در جهت برقراری جامعه ای که در آن هیچ انسانی، انسان دیگری را استثمار نکند، گام برخواهد داشت؟!
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:21 موضوع |
لینک ثابت
تجمعات اعتراضي در پارك لاله تهران و توطئه تعطيلي كوي دانشگاه تهران در راستاي بستن دانشگاهها
تجمعات اعتراضي در پارك لاله تهران و توطئه تعطيلي كوي دانشگاه تهران در راستاي بستن دانشگاهها
براساس گزارشهاي دريافتي روز شنبه 14شهريور مردم در پارك لاله تهران در اعتراض به دستگيري يك جوان توسط مأموران سركوبگر بانگ الله اكبر و شعار مرگ بر ديكتاتور سر دادند.
اين اعتراض زماني آغاز شد كه مأموران سركوبگر كلانتري 148جواني را در ميدان اصلي پارك لاله به طرز وحشيانه با باتون مضروب كردند و سپس او را بازداشت نمودند. مردمي كه در صحنه حضور داشتند دست به اعتراض زدند و به سوي مأموران سركوبگر تهاجم كردند. مزدوران رژيم سراسيمه جوان مضروب را سوار ماشين نيروي انتظامي کرده و از محل فرار کردند.
به دنبال اين عمل وحشيانه، مردم خشمگين يکصدا بانگ” الله اکبر” و شعار ”مرگ بر ديکتاتور” سر دادند.
به منظور جلوگيري از اوج گيري قيام و خيزشهاي دانشجويي همزمان با بازگشايي دانشگاهها، رژيم آخوندي درصدد است كوي دانشگاه تهران را تعطيل كند. گزارشهاي رسيده حاكيست كه حكومت آخوندي به اين منظور قصد دارد ساختمانهايي را در سطح شهر به صورت پراكنده خريداري كند تا دانشجويان را در آنها اسكان دهد و از تجمع آنها در كوي جلوگيري نمايد.
در هفته گذشته با ورود دانشجويان به خوابگاه آنها متوجه شدند كه ساختمانهاي شماره 20 و21 تعطيل شده و طي روزهاي آينده بقيه ساختمانها نيز تعطيل خواهند شد.
رژيم آخوندي همچنين قصد دارد که با کشيدن ديوار، کوي دانشگاه را به دو قسمت تقسيم تبديل کند و با اين کار ارتباط ميان بالا و پايين کوي دانشگاه را از بين ببرند.
بر اساس خبر ديگري رژيم قصد تصفيه برخي از اساتيد دانشگاهها را دارد و تاكنون دو تن از آنها رابه نامهاي دکتر زرگري نژاد و دکتر ظريفيان را بازنشسته كرده است.
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:13 موضوع |
لینک ثابت
یک دروغ دیگر گزارش خبری 20:30
|
|
|
| |
یک دروغ دیگر گزارش خبری 20:30
مطلب دريافتی : دیشب در پایان اخبار 20:30 در مورد کشته شدن فردی به نام احمد کار گر سخن به میان آمد . با نشان دادن وبلاگی که متعلق به احمد کارگر (دستیار ارشد معاون سیاسی سابق وزارت کشور باقر ذولقدر ) و خبرنگار روزنامه شلمچه بود از دیدن نام خود در لیست کشته شدگان احساس تعجب کرده بود .
http://tinypic.com/42lws2x.gif
http://tinypic.com/49aypzc.gif
http://tinypic.com/4dwvm84.gif
حال آنکه ایشان دانشجو نیست و از عوامل لباس شخصی ها در کودتای انتخاباتی بود نام او می توان را در کنار نام هایی مانند احد قدمی و روح ا... بهمنی (دو داماد پروین احمدی نژاد )، مصطفی خیریان (مشاور نهاد ریاست جمهوری ) ، سیب سرخی و برادران ( مداحان چماغدار حزب الله ) ، مهدی قاسمی ( فرمانده خیابانی سپاه ) و حسین سازور و منصور ارضی (مرجع مداحان) نام برد. او همچنین بازجو بسیاری از خبرنگاران روزنامه های دوم خردادی می باشد ، او سال ها در لباس خبر نگاری و تحت امر قرارگاه ثارالله به منزل بسیاری از سیاسیون که از آن جمله می توان عبدالله نوری را نام برد حمله برده است. کاظمینی بروجردی روحانی منتقد که چند سال پیش در ماه رمضان دستگیر شد زیر نظر تیم احمد کارگر بازجویی شد . او همچنین از جمله افراد لباس شخصی بود که در حالی که قصد تیر اندازی روبه جوان سبز پوش را داشت مورد حمله مردم قرار گرفت و در درگیری که قصد خلع سلاح کردنش بود تیر به پای خودش اصابت کرد و مجروح شد .
http://www.mypicx.com/thumb/1950214094_08242009_1.jpg
http://www.mypicx.com/thumb/122292276_08242009_2.jpg
وبلاگ احمد کارگر
http://ahmadak.blogfa.com |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:9 موضوع |
لینک ثابت
یکی از به اصطلاح نخبگان که پیش خامنه ای بود شناسایی شد(لباس شخصیها)
|
|
|
| |
یکی از به اصطلاح نخبگان که پیش خامنه ای بود شناسایی شد(لباس شخصیها) امروز یه ایمیل از یکی از دوستام داشتم،که این عکسارو واسم فرستاده بود.اسم این آقا ظاهرا مهدی اجرایی طوسی هست.که هم تو جلسه خامنه ای و هم تو سنگ پرتاب کردن به مردم بوده،قبل انتخابات هم چند تا مصاحبه با فارس داشته و در مورد پیروزی احمدی نژاد و ...اظهار فضل کرده،رسواش کنید تا همه این موجود رو که به اسم نخبه و المپیادی میرن پیش خامنه ای بشناسن. منبع :وبلاگ سیگارچی
|
|
|
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:9 موضوع |
لینک ثابت
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي امیدوارم بفهمی!!!!!!
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 13:14 موضوع |
لینک ثابت
Io, in fuga dai mullah, vi racconto il vero Iran"
: IL Giornale
http://www.ilgiornale.it/a.pic1?ID=380481&LINK=MB_A
Io, in fuga dai mullah, vi racconto il vero Iran"

Trent’anni, grandi ideali e soprattutto non musulmano. Bastano questi pochi requisiti in Iran per diventare vittima di discriminazioni sociali e della persecuzione del regime. Ne sa qualcosa Mahmoud Keyvannia. Ieri, agnostico ingegnere elettronico a Teheran. Oggi, lavapiatti a Milano e «fedele di una sola religione, quella della libertà».
Un anno fa, con un visto di studio, Mahmoud lascia il suo Paese. Presto, però, ne sente la mancanza. I problemi di salute della madre sono il pretesto, lo scorso gennaio, per tornare a casa. Decide di trattenersi fino alle elezioni presidenziali di giugno, quando viene rieletto al potere Ahmadinejad. A Teheran la gente si riversa per le strade. Mai se ne era vista tanta dai tempi della rivolta contro lo scià. «Sentivo che era un momento storico, sono sceso in piazza Vali Asr con i miei amici di sempre, gli stessi con cui avevo fatto attività politica, denunciando i crimini del regime con volantini scritti a mano e distribuiti di nascosto all’università». Ad un tratto Mahmoud vede un basiji avvicinarsi minaccioso, getta via la sua macchina fotografica e cerca di mettersi in salvo. Impossibile. Dietro di lui ne arrivano altri sette: «Mi hanno picchiato con bastoni e manganelli e portato in un posto sconosciuto. Eravamo decine in una stanza, ma nessuno osava parlare. Hanno continuato a picchiarmi e insultarmi per un giorno intero; dopo il rilascio ho avuto il braccio destro paralizzato per due settimane. All’ospedale, però, non potevo andare: sapevamo tutti che la polizia compiva arresti anche tra i feriti ricoverati».
Mahmoud decide, allora, di fuggire definit ivamente. Ottiene un reingresso in Italia e ora vive ospite della Fondazione Fratelli San Francesco d’Assisi in attesa di avere risposta alla sua richiesta di asilo politico: «Se tornassi in Iran oggi, mi aspetterebbe quanto meno la tortura». Violenze e frustrazioni non riescono però a farlo desistere dal portare avanti la sua battaglia personale contro il regime islamico. «Ho contatti frequenti con gli amici rimasti a Teheran, ma solo per e-mail o via chat, perché al telefono è troppo pericoloso: vogliono continuare la protesta, stanno organizzando una grande manifestazione per i prossimi giorni. Nessuno vuole Moussavi al potere, semplicemente in questo momento rappresenta il male minore». Allora qual è l’obiettivo dell’Onda verde che da tre mesi dilaga a Teheran? «Abbattere Ahmadinejad, poi Khamenei e tutto l’intero sistema dell’islam di Stato». Dall’Italia, il contributo di Mahmoud a «realizzare il sogno della democrazia» è tutto nei post sul suo blog in farsi (hamhame.blogfa.com) - «oscurato in Iran» - e che un giorno vorrebbe tradurre in italiano «per far conoscere anche qui la verità».
L’Iran di Mahmoud è quello della generazione nata agli albori della Rivoluzione islamica, cresciuta durante il sanguinoso conflitto Iran-Irak, delusa dalle promesse riformiste di Khatami e poi maturata negli anni dell’ascesa al potere del fanatismo di Ahmadinejad. «Siamo una generazione bruciata: essere giovane in Iran è una colpa, perché chiedi libertà, divertimento e cultura. I film che puoi vedere nei cinema di Teheran sono vecchi e tutti censurati. Per una commedia di Hollywood devi rivolgerti al mercato nero. L’assurdità è che è più pericoloso comprare un dvd americano o una birra, che del crack o della cocaina». A riprova dell’ipocrisia che regge l’ideologia religiosa. «Hashish e oppio si trovano facilmente nei parchi della città e con tranquillità se ne fa uso in ogni festa privata, ma il governo non combatte il fenomeno. È come se gli facesse comodo per ucciderci tutti senza sporcarsi le mani».
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 12:50 موضوع |
لینک ثابت
کار کار انگیلیسه...!
آتش سوزی بزرگ در جنگل های جنوبی کالیفرنیا ( لس آنجلس)
در چند روز اخیر آتش سوزی وسیعی در جنگل های کالیفرنیا رخ داده است که بی سابقه بوده است و هزاران هکتار از جنگلهای این ایالت سوخته اند اکنون با تلاش و استفاده از تکنولوژی های فوق مدرن جلوی آتش سوزی بیشتر گرفته شده است ... این حادثه دارای عکس های تلخ و شیرین از لحظات بسیاری از جمله فداکاری هزاران مامور آتش نشانی دارا میباشد که دیدن آنها خالی از لطف نیست...
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:57 موضوع |
لینک ثابت
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید




ادامه مطلب
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:44 موضوع |
لینک ثابت
گزارش صدا وسیما از بازداشتگاه کهریزک
مصاحبه باشکنجه شدگان پخش شد
(تیتر از جنگ خبر)
خبرآنلاین
بخش خبری 20:30 گزارشی نسبتاً مفصل از بازداشتگاه کهریزک و جنایت های صورت گرفته در آن را پخش کرد .
به گزارش عصرایران ، در این گزارش ، برای اولین بار تصاویری نزدیک از بیرون و درون بازداشتگاه مخوف کهریزک به نمایش درآمد که نشان می داد ،این مکان ، نه یک بازداشتگاه متعارف که مجموعه ای از سوله ها و بناهای احداث شده در یک محیط بیابانی بوده است که متاسفانه از آن برای نگهداری انسان ها در شرایط بسیار وخیم و مرگبار استفاده می شد.
در این گزارش که مشخص بود دستور ویژه ای خارج از روال معمول 20:30 برای ساخت آن وجود داشته ، نه تنها از توجیهاتی مانند این که قربانیان کهریزک قبل از بازداشت بیمار بوده اند خبری نبود وعاملان جنایات صورت گرفته ،نفوذی و ایادی دشمن خارجی معرفی نشدند بلکه در گفت و گو با پدر یکی از قربانیان کهریزک(مرحوم کامرانی) وی به صراحت از برخی اظهارات عجیب از جمله این که کشته شدگان کهریزک ،مننژیتی بوده اند ،انتقاد شد و به علاوه سردار تشکری ،رئیس بازرسی کل نیروی انتظامی نیز صراحتاً اعلام داشت متهمانی که جنایات کهریزک را رقم زدند ، نیروهای رسمی این نیرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنین ذکر شد که برخی قضات نیز در اعزام متهمان به کهریزک مرتکب تخلف شده اندکه پرونده های آنان نیز در مراجع قانونی تحت رسیدگی است.
همچنین بهرامی ، ریاست دادسرای نیروهای مسلح نیز به صراحت گفت که شرایط و رفتارهای صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادی از بازداشتی ها بوده است و نه بیماری قبلی آنها و عللی از این دست.
در واقع تصریح مقامات مسوول بر گناهکار بودن تعدادی از ماموران انتظامی و قضایی ،نوید بخش این بود که نوعی واقع گرایی در بررسی این پرونده وجود دارد.
در این گزارش همچنین به شرایط وخیم بهداشتی در کهریزک و ضرب و شتم بی رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سیما ،پای صحبت برخی افراد شکنجه شده نشست که از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،شکایت ها داشتند.
در برنامه سیما ،همچنین از دستور مقام معظم رهبری در خصوص تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و اقداماتی که متعاقب آن توسط شورای عالی امنیت ملی ، قوه قضاییه ،مجلس شورای اسلامی ، نیروی انتظامی و استانداری تهران برای پیگیری موضوع و احقاق حقوق بازداشتی ها صورت گرفته نیز اطلاعاتی منتشر شد که در بخشی از آن مشخص شد که تا کنون 98 میلیون تومان به رها شدگان از کهریزک غرامت پرداخت شده و تعدادی از آنان برای درمان عوارض ناشی از بازداشت ،به بیمارستان هایی در تهران و کرج معرفی شده اند.
حتی یکی از مسوولان استانداری تهران این را هم گفت که برای اشتغال افرادی که مشکل اشتغال داشته و در پی بازداشت بیکار شده اند با وزارت کار رایزنی شده است تا مشکلات آنها حل شود و جالب اینجاست که برخی آزاد شدگان ،تقاضای وام نیز داشته اند که با این تقاضاها هم موافقت شده است.
در بخش دیگری از این گزارش سردار تشکری از شکایت صدها شهروند از نیروی انتظامی خبر داد و گفت به تمام این شکایت ها رسیدگی و هر جا که ثابت شده ماموران پلیس خسارتی وارد کرده اند ،غرامت پرداخت شده است.
در این گزارش ، همچنین تصاویری از ضرب و شتم مردم توسط نیروهای ویژه پلیس به نمایش درآمد.
در پایان این گزارش ، سردار تشکری ،رئیس بازرسی کل نیروی انتظامی در مقابل دوربین صدا و سیما ،رسماً از تمام کسانی که در هر مرتبه ای متحمل خسارت و آسیب شده اند ، عذرخواهی کرد و همچنین محاکمه بی اغماض عاملان جنایات کهریزک و اجرای سریع احکام قضایی درباره آنها ،خواسته افکار عمومی جامعه اعلام شد
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:12 موضوع |
لینک ثابت
پشت ساده زیستی رهبر چه مناسبات اقتصادی خوابیده؟ |
|
| | بسیاری از تجار و بازاریان و تولید کنندگان، سهم امام خویش را هر ساله بصورت چک هایی با رقم های درشت و سرسام آور پیشکش معظم له می کنند.
یکی از کسانی که همواره در این راه پیش قدم بوده است، برادر همسر رهبر و فرزندانشان میباشد . آنها که از همان سالهای پس از انقلاب با بهره گیری از رانت های حکومتی به نان و نوایی دست یافتند، پیاپی مراتب سپاس خویش را با پرداخت سهم امام خود به بیت رهبری ابراز میدارند و به همین روش خود را در برابر مشکلات فرارو ، بیمه نموده اند .
محمد خجسته باقرزاده، یکی از برادر های همسر رهبر می باشد که یا بهره گرفتن از وام های کلان، صاحب کارخانه کنسرو و مربا و رب آسانا و نوبهارون و فتانه می باشد و به تازگی نیز فرزندانش بنام های سعید خجسته باقرزاده و وحید خجسته باقرزاده ، کارخانه ای بنام تایماز را با نام تجاری نوبهارون خریداری نموده اند.
که هر دو کارخانه در شهرک صنعتی چهارطاقی مشهد بنا شده است. این آقایان هر ساله مبالغ هنگفتی بابت سهم امام به حساب رهبری واریز میکنند و اینگونه است که خود را در برابر بن بست هایی که تجار دیگر با آن روبرو هستند، بیمه می کنند.
یکی دیگر از برادران همسر رهبر، رئیس صدای جمهوری اسلامی (رادیو) یا به عبارتی معاونت سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی است و اگر در اینترنت جستجو کنید نام و عکس او را نیز با همین نام خانوادگی یعنی خجسته باقرزاده خواهید یافت.
2- مورد بعدی کارخانه رب و کمپوت شاداب خراسان است. این کارخانه متعلق به شادروان امین الشریعه نجفی بود که نزدیک بیست سال پیش توسط سپاه مصادره گردید.
3- کارخانه تلویزیون اطلس یا همان گروه صنعتی راه ابریشم نیز در سالیان گذشته متعلق به آقای رمضانی بود که از دانشجویان پیرو امام در آغاز انقلاب بود. اوبعد ها در اختلافات درونی مورد غضب رهبر قرار گرفت و این کارخانه به همراه بخشی دیگر از دارایی هایش توسط بیت رهبری مصادره شد.
4- کارخانه کمپوت و رب شادان خراسان با شاداب متفاوت است . این کارخانه نیز مربوط به چند نفر از تولیدکنندگان زحمت کش بود که به حکم دادگاه انقلاب مصادره و بدست حوزه علمیه قم افتاد و اکنون هم در اختیار آنها میباشد.
5- کارخانه رب و کمپوت ترانه نیز جزو همین مصادره ای هاست که توسط سپاه اداره می شد و داستان خود را دارد .البته گمان می کنم اکنون در اختیار بخش خصوصی باشد.
هدف من از بیان این نکات این نیست که هم میهنان عزیزمان کالا ها و یا محصولات و خدمات اینها را تحریم کنند، چرا که تمام کسانی که بعنوان کارگر در این مجموعه ها مشغول کار هستند همگی خواهران و برادران و همسران همین مردم زجر کشیده هستند که برای لقمه ای نان از بامداد تا شامگاه زحمت میکشند.
اینها را برای آگاهی مردم می نویسم تا بدانند پشت شعار "ساده زیستی" رهبر چه وابستگی هائی خفته است. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:7 موضوع |
لینک ثابت
اسامى 72شهيد قيام، كه توسط بسيجيان جنايتكار بهشهادت رسيدهاند، توسط موسوى و كروبى اعلام شد |
|
| |  تلويزيون العربيه گزارش داد: موسوى و كروبى دو اسامى 72نفر از جمله ده دختر را منتشر كردند. كه دراعتراضهايى كه در پى اعلام نتايج انتخابات صورت گرفت، كشته شدند اين قربانيان بر اساس گفته موسوى و كروبى از طريق شليك توسط بسيج، پرتاب كردن از پشت بامها، زدن با باتون و شكنجه در بازداشتگاهها به قتل رسيدهاند. آنان محمد على جعفرى فرمانده سپاه پاسداران را به چالش طلبيدندو خواستند اسامى عناصر بسيج كه گفته بود دراعتراضها كشته شدهاند را اعلام كند.
جعفرى درهفته گذشته گفته بود كه دراعتراضهاى 27نفر كشته شدهاند كه بيست نفر از آنها بسيجى بودهاند ولى هيچ دليلى را ارائه نمىدهد. العربيه افزود: هفت دانشجو روز چهارشنبه آينده در مقابل دادگاه انقلاب در شهر بابل به اتهام نقض امنيت ملى و دادن اطلاعات به رسانههاى خارجى و تحريك به اعتراض حاضر خواهند شد. وزارت اطلاعات نيز تعدادى از دانشجويان در تهران و شهرهاى ديگر را فراخوانده كه بهزودى محاكمه خواهند شد. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:6 موضوع |
لینک ثابت
هویت یکی دیگر از دانشجویان جان باخته |
|
| |  سایت موج آزادی: «محمد نادریپور» دانشجوی رشتهی مهندسی عمران دانشکدهی مهندسی سیرجان دانشگاه باهنر کرمان و رئیس شاخهی دانشجویی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرستان سیرجان، یکی دیگر از شهیدان جنبش سبز ایران است که هویت وی به تازگی مشخص شده است.
یک منبع موثق به نقل از یکی از بستگان نزدیک شهید نادریپور خبر داد: وی که از دانشجویان فعال قبل و بعد از انتخابات اخیر ریاستجمهوری بود، ساعت هفت بعد از ظهر دهم تیر ماه گذشته پس از خارج شدن از جلسهی امتحان و سوار شدن بر خودرو پراید شخصی خود، بعد از خروج از دانشکده به وسیلهی افراد لباس شخصی ربوده میشود.
این منبع موثق که خواست نامش فاش نشود، افزود: خواهر نادریپور که خود دانشجوی دانشگاه زاهدان است، همان شب طبق معمول با تلفن همراه برادرش تماس میگیرد و متوجه میشود که او گوشی را برنمیدارد. روز بعد نیز دوباره تلاش میکند، اما باز موفق نمیشود. از این رو موضوع را به پدر و مادرش که ساکن روستای "خبر" از توابع شهرستان "بافت" کرمان هستند، اطلاع میدهد.
وی گفت که 48 ساعت پس از ربودن نادریپور، جسد وی درون خودروی وی در گوشهای از شهر سیرجان پیدا میشود، در حالی که قاتل یا قاتلان نه تنها خودروی او را همراه خود نمیبرند، که حتی دستبردی هم به پخش خودرو، کارت شناسایی، کارت سوخت و مقداری پول نقد که همراه شهید مذکور بوده، نمیزنند و این نشان میدهد که انگیزهی قتل کاملا سیاسی بوده و به فعالیت اعتراضی او پس از انتخابات ربط داشته است.
این منبع موثق خبر همچنین به نقل از دوستان و اعضای خانوادهی شهید نادریپور اضافه کرد که وی از جوانان سالم و با صداقت روستا و از دانشجویان خوشنام و متعهد دانشکدهی مهندسی سیرجان بوده و با هیچ شخصی مشکل و نزاع نداشته است؛ نه خودش و نه خانوادهاش.
به گفتهی این منبع، جسد نادریپور پس از انتقال به پزشکی قانونی، کالبدشکافی شده و علت قتل، «ضربهی محکم به پشت سر» اعلام شده است. اما پس از آن، ادارهی آگاهی شهرستان از خانوادهی شهید خواستهاند که فورا جسد را دفن کنند.
این منبع موثق که خود جسد را پیش از کالبدشکافی و دفن از نزدیک دیده است، خاطرنشان کرد که حتی پیراهن نادریپور هم پاره نشده بود و این امر نشان میدهد که او با قاتل یا قاتلانش درگیر نشده و مقاومت نکرده است. لذا اگر انگیزهی قتل، شخصی بود، مقتول از خود واکنش و مقاومت نشان میداد.
به گفتهی این منبع، پس از کالبدشکافی، ماموران انتظامی پیش از تحویل جسد نادریپور، لباسهای او و نیز پتوی روی جسد را سوزاندهاند تا اثری بر جا نماند. همچنین پس از بازدید از خودروی شهید، معلوم میشود که قاتل یا قاتلان پوشش لاستیکی روی فرمان و روی دندهی خودرو را برداشتهاند تا اثر انگشت از خود باقی نگذارند.
وی که در مراسم تدفین نادریپور در زادگاهش در روستای "خبر" شهرستان بافت کرمان حضور داشته است، یادآور شد که عدهای از افراد لباس شخصی و مشکوک و ناشناس که بهنظر می رسد از نیروهای امنیتی بودهاند، در مراسم شرکت داشتند و اوضاع را از نزدیک کنترل میکردند.
منبع خبر اضافه کرد که خانوادهی مرحوم نادریپور از ترس اینکه ممکن است دیگر اعضای خانوادهشان، به خصوص دختر دانشجوی آنها که در زاهدان است، ربوده شوند، سکوت کردند. اما اکنون خواستار اطلاع رسانی نحوهی کشته شدن فرزندشان هستند. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:5 موضوع |
لینک ثابت
سپاه: موسوی به جای بیانیه، دفاعیه خود را تنظیم کند |
|
| | روزنامه حکومتی جوان وابسته به سپاه پاسداران: برخی فعالان سیاسی تغییر رویکرد میرحسین موسوی را تاکتیکی برای فرار از پاسخگویی به اتهامات ارزیابی کرده و معتقدند وی مجدداً با هدف ایجاد فضای گرد و غبار در جامعه قصد دارد با سوءاستفاده از افکار عمومی به اهداف سیاسی خود برسد. با توجه به اینکه در شرایط کنونی فضا تاحدودی روشن و شفاف شده و جریان نفاق تقریباً مشخص شده است، این افراد به دنبال ایجاد جریان انحرافی در جامعه هستند تا مردم را به خود مشغول و از پیگیری اصل موضوع منحرف کنند. موسوی به جای اینکه وقت بگذارد و بیانیههای بلند تنظیم کند به فکر تنظیم لایحه دفاعیه خود در دادگاهی که در آینده تشکیل میشود و به اتهاماتش رسیدگی میکند، باشد.
چرا مراجع قضایی در باره موسوی و کروبی اقدامی نمیکنند؟
خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس): یک عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه سخنرانیها و بیانیههای موسوی، خاتمی و کروبی خلاف قانون و امنیت کشور است، گفت: مسئولین امنیتی و قضایی کشور باید در این راستا پاسخگو باشند که چرا تصمیمی نمیگیرند و مسائله را رسیدگی نمیکنند.
اسماعیل کوثری با اشاره به بیانیهها و سخنرانیهای اخیر موسوی و خاتمی و ملتهب کردن فضای کشور، اظهار داشت: اقدامات موسوی، خاتمی و کروبی نه تنها الان که بحث تشکیل کابینه دولت دهم مطرح است، بلکه از همان اوایل بعد از انتخابات نیز همه خلاف قانون و امنیت کشور است.
وی افزود: مسئولین امنیتی و قضایی کشور باید در این راستا پاسخگو باشند که چرا تصمیمی نمیگیرند و مسائله را رسیدگی نمیکنند.
عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت مجلس تصریح کرد: دستگاههای قضایی و امنیتی کشور باید پیگیری کنند که چرا بعد از گذشت 3 ماه و تشکیل دولت دهم باز هم این افراد بیانیه صادر میکنند.
وی تصریح کرد: برخی افراد متأسفانه از حسننیست نظام سوء استفاده کرده و احساس میکنند که نظام نمیتواند با آنها برخورد کند. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 2:2 موضوع |
لینک ثابت
احمدی نژاد معترضان انتخابات را به «دیکتاتوری» متهم کرد |
|
| |  محمود احمدی نژاد در اولین نشست خود پس از تشکیل دولت دهم، با خبرنگاران، معترضان به انتخابات را به «دیکتاتوری» متهم کرد و گفت: « در این انتخابات نه اخلاق تبلیغاتی رعایت شد و نه اخلاق رای نیاوردن.»
وی با تاکید براینکه «نه این دولت، نه این ملت در مقابل دشمنان کوتاه نمیآیند» گفت: «این دولت مشروعترین دولت صدسال اخیر با بالاترین رای ملت است.»
رییس دولت دهم در بخش هایی از سخنان خود با اشاره به وقایع پس از انتخابات گفت: «برای من جای تعجب بود که برخی میگفتند انتخابات باید باطل شود و وقتی هم درخواست سند میکردیم، میگفتند ما سند نداریم و فقط چون ما می گوییم باید انتخابات باطل شود.»
محمود احمدی نژاد این رفتار را «بدترین نوع دیکتاتوری» دانست و با تاکید بر اینکه «باید با فریب خوردگان وقایع اخیر با رافت اسلامی برخورد کرد»، ادامه داد: «اما با افراد اصلی که در جهت خواستهای دشمنان رفتار کردند و بعضیها که با سکوت خود، دشمنان را همراهی کردند؛ برخورد مناسب صورت گیرد.» |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 1:55 موضوع |
لینک ثابت
یک گام به سوی سلب مصونیت از سپاه پاسداران
زمینه سازی سرکرده سپاه پاسداران برای فُرو بُردن عمیق تر کارد جراحی در پیکر "نظام"، محور درگیری جناحهای حُکومتی بر سر قُدرت را به پُشت دیوارهای ستاد جنگی باند نظامی - امنیتی ولایت کشانده است.
آقای جعفری ادامه مسیری که با اعتراف گیری از رهبران و پایوران جناح رقیب و نمایشات مربوط به آن آغاز گردیده را نشان داده و به گونه روشن از کسانی که عرابه ولایت قصد دارد در ایستگاه بعدی آنها را زیر بگیرد، نام بُرده بود.
درخواست پیگرد قضایی پاسدار مُحمد علی جعفری (مجمع روحانیون مُبارز) و "خلاف شرع و مصالح ملی" دانستن سُخنان وی (حُجت الاسلام حسن روحانی)، تنها بخشی از حملات کم پیشینه و همه جانبه ای است که بر سر اُرگان منزل کرده در آن سوی خُطوط قرمز جمهوری اسلامی باریدن گرفته است؛ امری که می تواند یک گام به سوی سلب مصونیت این تشکیلات فربه نظامی – امنیتی از نقد و کنکاش سیاسی و قانونی انگاشته شود.
سپاه پاسداران این قاعده ویژه و رعایت با وسواس آن از سوی همه بازیگران را در درجه ی نخُست مدیون نقش محوری و چشم پوشی ناپذیر تدبیرهای نظامی – امنیتی در حفظ مجموعه "نظام" و جایگاه خود به عُنوان ابزار اجرایی آن است. سُخنان آقای جعفری اما یک بار دیگر و با تاکید بیشتر به "اصلاح طلبان" حُکومتی نشان داده است که آنها دیگر جزو مجموعه به حساب نمی آیند و بهتر است برای جلوگیری از الک شُدن، هر چه زود تر به قواعد دیگری بیاندیشند.
بی شک یک تجربه ی آموزنده در مسیر پی ریزی آرایش جدید، توجُه آنها به پروسه افزایش فشار بر خود است که به گونه پلکانی و در حالی که آنها مشغول اندازه گرفتن طول و عرض "مصلحت نظام" بودند، صورت گرفته و اینک به خانه فعلی رسیده است.
پهن شُدن نقشه راه سرکرده سپاه پاسداران روی میز، اینان را فقط با یک چشم از خواب پرانده است. چشم دیگر "اصلاحات" هنوز مایل است رویای مجلس آشتی کُنان و رفتن به ماه عسل دُوُم را ببیند. هذیانهایی مثل "توطیه قرار دادن مقام ولایت در برابر اصلاح طلبان" یا "توطیه انداختن نیروهای انقلاب به جان یکدیگر" و - از همه بینوایانه تر - به جا آوردن وقت و بی وقت سوگند وفاداری به خامنه ای، از محصولات سیر و سلوک در این عرش است.
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
ساعت 2:10 موضوع |
لینک ثابت
مراسم چهلم امير جوادي فر در فضاي غم واميدواري برگزار شد |
|
| |  درمراسم چهلم امير جوادي فر فضاي خاصي حكمفرما بود. غم از دست دادن امير باعث شده بود همه اشك بريزند اما هنگام پخش سرودهاي ميهني و انقلابي همگي يكصدا و با دستاني به نشانه پيروزي برافراشته ترانه را مي خواندند و حس اميد در همه به وجود مي آمد.
مراسم با سخنان دردآور و البته مصمم پدر امير آغاز شد. پدري كه چند ماه پس از دست دادن همسرش، پسر بزرگش امير را نيز از دست داده بود. پدري كه در سخنانش گفت حق بوده است كه در سن بالا از دنيا برود نه امير كه 24 سال نداشت. پدر امير هنوز خود را سردرگم مي دانست. بعد از سخنان پدر اميرجوادي فر، نوبت به دوستان و هم انديشانش رسيد تا براي او مرثيه سرايي كنند. هر كدام از دوستانش شعري را براي او و حتي قاتلين او خواندند و با خواندن هر كدام از اشعار اشك در چشمان حضار حلقه مي زد. بعد از اين مرثيه سرايي نوبت به پخش كليپي از كشته شدگان و همچنين حوادث اخير بود كه حضار را به شدت تحت تاثير قرار داد، تصاويري از ندا آقا سلطان، سهراب اعرابي، اشكان سهرابي، ترانه موسوي و ده ها نفر ديگر از تصاوير اين كليپ بود. فضاي برگزاري مراسم مملو بود از عكس هاي امير...
شمع هايي كه در دست حاضرين بود روايت تلخي بود از مبارزين ايران كه بي صدا و با اندك نوري مي سوختند و فضا را روشن مي كردند. در انتها نوبت به همسر امير رسيد كه بامرثيه ي خود، درد مرگ همسرش را با ديگران قسمت كند. همسر امير اشك مي ريخت، حضار اشك مي ريختند اما حس اميدواري و تلاش براي فردايي بهتر در نگاهشان موج مي زد, حضار دستان خود را به نشانه پيروزي به هوا برده و همزمان با خواندن سرد يار دبستاني حلقه اتحاد تشكيل دادند.
اين مراسم با دعا براي آزادي زندانيان دربند و همچنين آرزوي صبر وشكيبايي براي خانواده جوادي فر به پايان رسيد.
|
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
ساعت 2:3 موضوع |
لینک ثابت
Nokia disconecting people |
|
|  |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
ساعت 2:3 موضوع |
لینک ثابت
لغو مراسم احیا و سخنرانی خاتمی در گور خمینی |
تاریخ درج خبر -1388:06:13 |
| |  رادیو فردا: بر اساس اعلام روابط عمومى مرقد آيت الله خمينى امسال بر خلاف سالهاى پيش مراسم شبهاى احيا در آرامگاه بنيانگذار جمهورى اسلامى برگزار نمىشود.
برخی سايتهاى خبرى نزدیک به اصلاحطلبان علت لغو اين مراسم را فشارهاى سياسى به علت نگرانى مقامهاى جمهورى اسلامى از تجمع معترضان به نتايج انتخابات اعلام كردهاند.
در اين اطلاعيه آمده است:«آستان مقدس امام خمينى متأسفانه امسال به واسطه مشكلاتى كه حرم مطهر امام با آن روبهروست از برگزارى مراسم روحبخش شبهاى احيا معذور مىباشد.»
در سالهاى گذشته در شبهاى ۱۹، ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان كه به شبهاى قدر معروف هستند، مراسمى با عنوان احيا در آرامگاه بنيانگذار جمهورى اسلامى برگزار مىشد كه در اين مراسم چهرههايى مانند محمد خاتمى، علىاكبر ناطق نورى و حسن روحانى سخنرانى مىكردند.
سايت خبرى پارلماننيوز كه ارگان فراکسیون نمایندگان اصلاحطلب مجلس شورای اسلامی است، علت لغو مراسم شب احيا را «فشارهاى سياسى» اعلام كرده و نوشته است:« همانگونه كه پيشبينى مىشد، به دليل آنكه اين سه سخنران مورد غضب رئيس دولت نهم و دهم و نيز حاميانش قرار دارند و احمدىنژاد نيز علناً به اين سه شخصيت انقلاب در رسانه دولتى حمله كرد، اين مراسم امسال برگزار نمىشود.»
شماری از معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در ايران قصد داشتند، همزمان با سخنرانى آقاى خاتمى در «حرم امام خمينى» در آنجا حاضر شوند. به نوشته پارلماننيوز پيش از اعلام لغو مراسم احيا، «خبرهاى اوليه حاكى از فشار براى لغو سخنرانى سيدمحمد خاتمى در اين مراسم و نيز پر كردن رديفهاى ابتدايى توسط برخى نيروها در صورت برگزارى اين مراسم با سخنرانى خاتمى» بود.
با اين حال دستاندكاران آرامگاه آيتالله خمينى كه مسئوليت آن با سید حسن خمينى نوه آیتالله خمینی است، با اعلام لغو مراسم احياى امسال ابراز اميدوارى كردهاند، كه بتوانند در سالهاى آينده اين مراسم را طبق روال پيشين برگزار كنند.
حسن خمينى نيز از منتقدان احمدىنژاد به شمار مىآيد و در مراسم تنفيذ و سوگند وى نيز حاضر نشده و از همراهى او و وزراى پيشنهادىاش در بازديد از آرامگاه آيتالله خمينى خوددارى كرده بود.
از سوى ديگر مهدى كروبى از نامزدهاى معترض به نتايج انتخابات رياست جمهورى روز پنجشنبه يك بار ديگر با تأكيد بر حضور خود در راهپيمايى روز قدس در تهران اظهار داشت: «روز قدس از ميراث دوران امام است كه طبق معمول هر سال سران اصلاحات در آن شركت خواهند داشت.»
وى كه در ديدار با در ديدار اعضاى شوراى هماهنگى احزاب اصلاحطلب سخن مىگفت، همچنين از مردم خواسته است، «همچون سالهاى گدشته هرچه باشكوهتر دراين مراسم شركت كرده و مراقب اوضاع و احوال بوده و از پرداختن به شعارهاى انحرافى بپرهيزند.»
گروههایی از معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در ايران پيشتر اعلام كرده بودند، قصد دارند، راهپيمايى روز قدس امسال را به تظاهرات اعتراضآميز عليه تقلب در انتخابات تبديل كنند.
آيتالله خمينى جمعه پايانى ماه رمضان را روز قدس اعلام كرده بود و هر ساله در اين روز و پيش از نماز جمعه در شهرهاى ايران تظاهراتى در حمايت از فلسطينىها برگزار مىشود. در سالهاى گذشته نماز جمعه روز قدس به امامت آيتالله هاشمى رفسنجانى برگزار شده است. |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
ساعت 2:1 موضوع |
لینک ثابت
واکنشها پس از توصیه اخیر مقام رهبری |
|
| | بر خلاف پیش بینی چهره های شاخص اصولگرای مجلس در باره رأی نیاوردن تعداد نسبتأ قابل توجه ای از وزرای پیشنهادی کابینه دهم، نهایتأ مجلس شورای اسلامی با توصیه آیت الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به 18 وزیر از میان 21 نامزد پیشنهادی برای وزرات رأی اعتماد داد. بین نمایندگان اینطور قرار بوده که توصیه مقام رهبری رسانه یی نشود. اما علی لاریجانی رئیس و محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس سنت شکنی نموده و این موضوع را علنی ساختند. محمد رضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین و نایب رئیس مجلس شورای اسلامی گفته است : "اگر توصیه رهبری نبود، 8 تا 9 وزیر رأی نمی آوردند." در این باره با "قاسم شعله سعدی" استاد علوم سیاسی مقیم تهران گفتگوئی انجام داده ایم. از وی پرسش میکنیم که این واکنش ها پس از توصیه مقام رهبری، به چه منظوری انجام گرفته است؟ وی میگوید اولاً در شرایط کنونی دنیا، کمتر امکان پذیر است که یک خبری پنهان بماند و منتشر نشود.از سوی دیگر چرا این خبر بوسیله رئیس و نایب رئیس مجلس فاش شده و اصولاً این پیام چه نقشی داشته است. اینجانب چند روز پیش نیز طی مصاحبه های قبلی گفتم که اگر حمایت آقای خامنه ای نباشد و مجلس کاملاً از ایشان اطاعت نکند ، بسیاری از وزرای پیشنهادی رأی نخواهند آورد.همین حرف را دکتر سازگارا چند روز پیش زد و سیمای جمهوری اسلامی جمله ای از آن را نقل قول کرد.اکنون همین حرف را آقای باهنر نایب رئیس مجلس زده است. این بدین معنی است که توصیه آقای خامنه ای موجب شده که این وزرا رأی بیاورند. اما چرا آقایان لاریجانی و باهنر این موضوع را افشاء کردند. این به لحاظ سمت و موقعیت آنان و همچنین رقابت و جنگ قدرتی که در بدنه جمهوری اسلامی وجود دارد. هر دوی آنان در زمان انتخابات اظهار داشتند که به میر حسین موسوی رأی داده اند. این مسائل، افشای توصیه رهبری را بوسیله این آقایان توجیه میکند |
نوشته شده توسط
سیامک و محمود در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
ساعت 2:0 موضوع |
لینک ثابت